هوش مصنوعی: این شعر از عشق نافرجام و تلاش برای جلب توجه معشوق سخن می‌گوید. شاعر از بی‌توجهی معشوق شکایت کرده و تلاش می‌کند تا با صبر و تلاش دوباره، توجه او را جلب کند. او از درد عشق و ناامیدی می‌گوید و در نهایت تصمیم می‌گیرد مسیر خود را تغییر دهد.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و تغییر مسیر زندگی نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد.

غزل ۴۰۹ - یار ار نمی‌کند به حدیث تو گوش باز

یار ار نمی‌کند به حدیث تو گوش باز
عیبی نباشد، ای دل مسکین، بکوش باز ۱

چون پیش او ز جور بنالی و نشنود
درمانت آن بود که بر آری خروش باز ۲

هر گه که پیش دوست مجال سخن بود
رمزی سبک در افکن و می‌شو خموش باز ۳

ای باد صبح، اگر بر آن بت گذر کنی
گو: آتشم منه، که در آیم به جوش باز ۴

حیران از آن جمال چنانم که بعد ازین
گر زهر می‌دهی نشناسم ز نوش باز ۵

گفتی به دل که: صبر کن، او بی‌قرار شد
دل را خوشست با سخنانت به گوش باز ۶

خواهم بر آستان تو یک شب نهاد سر
آن امشبست گر نبرندم به دوش باز ۷

چون سعی ما به صومعه سودی نمی‌کند
زین پس طواف ما و در می‌فروش باز ۸

گر اوحدی به هوش نیاید شگفت نیست
مست غم تو دیرتر آید به هوش باز ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۷۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۰۸ - آن سست عهد سخت کمان اوفتاد باز
گوهر بعدی:غزل ۴۱۰ - ما در به روی خلق فرو بسته‌ایم باز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.