هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که به عشق الهی و تسلیم در برابر آن اشاره دارد. شاعر از عشق به عنوان نیرویی قدرتمند یاد میکند که بر عقل و خرد غلبه دارد و ایمان و وجود فرد را تحت تأثیر قرار میدهد. او از خواننده میخواهد که خود را به عشق بسپارد و از قید و بندهای عقلانی رها شود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۴۴۷ - دلم خرقهای دارد از پیر عشق
دلم خرقهای دارد از پیر عشق
که گردن نپیچد ز زنجیر عشق ۱
حلالست مالم به فتوای شوق
مباحست خونم به تقریر عشق ۲
هزیمت همان روز شد شاه عقل
که در شهر تن خیمه زد میر عشق ۳
اگر عاشقی ترک ایمان بگوی
که جز کافری نیست توفیر عشق ۴
درین باغ اگر لاله چینی و گل
نخواهی شدن مرغ انجیر عشق ۵
اگر نیستی چون کمان بر کژی
دل خود سپر کن بر تیر عشق ۶
به معقول مگرو، که ما را حدیث
ز قرآن شوق است و تفسیر عشق ۷
خرد را رها کن، که خواب خرد
پراکنده باشد به تعبیر عشق ۸
من و اوحدی در ازل خوردهایم
ز بستان «قالوابلی» شیر عشق ۹
که گردن نپیچد ز زنجیر عشق ۱
حلالست مالم به فتوای شوق
مباحست خونم به تقریر عشق ۲
هزیمت همان روز شد شاه عقل
که در شهر تن خیمه زد میر عشق ۳
اگر عاشقی ترک ایمان بگوی
که جز کافری نیست توفیر عشق ۴
درین باغ اگر لاله چینی و گل
نخواهی شدن مرغ انجیر عشق ۵
اگر نیستی چون کمان بر کژی
دل خود سپر کن بر تیر عشق ۶
به معقول مگرو، که ما را حدیث
ز قرآن شوق است و تفسیر عشق ۷
خرد را رها کن، که خواب خرد
پراکنده باشد به تعبیر عشق ۸
من و اوحدی در ازل خوردهایم
ز بستان «قالوابلی» شیر عشق ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۶۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۴۶ - گفتم: به چابکی ببرم جان ز دست عشق
گوهر بعدی:غزل ۴۴۸ - ز حسن تو پیدا شد آیین عشق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.