هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از احساس غربت، عشق و دلتنگی برای معشوق سخن میگوید. او از بیتوجهی معشوق و دوری از او شکایت کرده و بیان میکند که سالهاست عاشق و دلباختهی او بوده است. شاعر از این که معشوق او را فراموش کرده و با او مانند یک غریبه رفتار میکند، ابراز ناراحتی میکند.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی مانند عشق، دلتنگی و غربت است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی احساسی دارد. همچنین، زبان و بیان شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۵۰۳ - نه پیش ازین من بیگانه آشنای تو بودم؟
نه پیش ازین من بیگانه آشنای تو بودم؟
چه جرم رفت؟ که مستوجب جفای تو بودم ۱
نهان شدی ز من، ای آفتاب چهره، همانا
چو ذره شیفته عمری نه در هوای تو بودم؟ ۲
غریب شهر توام، بر غریب خود گذری کن
چنان شناس که: خاک در سرای تو بودم ۳
به شهر خویش چو بیگانگان مرا ز در خود
مدار دور، که دیرینه آشنای تو بودم ۴
ز دیدنت همه را کار با نوا و مرانه
که سالهاست که من نیز بینوای تو بودم ۵
مرا لب تو به دشنام یاد کرد همیشه
جزای آنکه شب و روز در دعای تو بودم ۶
من از کجا و غریبی و عاشقی و غم دل؟
غریب و عاشق و غمخوار از برای تو بودم ۷
هر آنکه سیم سرشکم بدید زود بداند
که این عطای تو باشد، چو من گدای تو بودم ۸
به قول اوحدی از دست دادهام دل، اگر نه
چه مرد چشم خوش و زلف دلربای تو بودم؟ ۹
چه جرم رفت؟ که مستوجب جفای تو بودم ۱
نهان شدی ز من، ای آفتاب چهره، همانا
چو ذره شیفته عمری نه در هوای تو بودم؟ ۲
غریب شهر توام، بر غریب خود گذری کن
چنان شناس که: خاک در سرای تو بودم ۳
به شهر خویش چو بیگانگان مرا ز در خود
مدار دور، که دیرینه آشنای تو بودم ۴
ز دیدنت همه را کار با نوا و مرانه
که سالهاست که من نیز بینوای تو بودم ۵
مرا لب تو به دشنام یاد کرد همیشه
جزای آنکه شب و روز در دعای تو بودم ۶
من از کجا و غریبی و عاشقی و غم دل؟
غریب و عاشق و غمخوار از برای تو بودم ۷
هر آنکه سیم سرشکم بدید زود بداند
که این عطای تو باشد، چو من گدای تو بودم ۸
به قول اوحدی از دست دادهام دل، اگر نه
چه مرد چشم خوش و زلف دلربای تو بودم؟ ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۵۱۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۰۲ - مدتی من به کار خود بودم
گوهر بعدی:غزل ۵۰۴ - آن تخم، که در باغ وفا کاشته بودم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.