هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه بیانگر عشق عمیق و وفاداری شاعر به معشوق است. شاعر از جدایی و دوری معشوق رنج می‌برد و اعلام می‌کند که هرگز از عشق او دست نخواهد کشید. او حتی پس از مرگ نیز به معشوق وفادار خواهد ماند و از درد عشق شکایت نمی‌کند. شاعر از معشوق می‌خواهد که او را به حال خود بگذارد و اجازه دهد در عشق او بمیرد.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و وفاداری پس از مرگ ممکن است برای سنین پایین‌تر سنگین و پیچیده به نظر برسد.

غزل ۵۲۴ - صد بار ز مهرت ار بمیرم

صد بار ز مهرت ار بمیرم
یک ذره دل از تو بر نگیرم ۱

از شهرم اگر برون کنی سهل
بیرون مگذار از ضمیرم ۲

از من نسزد شکایت تو
گر خار نهی و گر حریرم ۳

ای کاج! مرا نسوختی هجر
دانند که بندهٔ اسیرم ۴

یاد از تن همچو شیرش، ای دل
کم کن، که نه یوز این پنیرم ۵

من نشکنم این خمار هرگز
کز عشق سرشته شد خمیرم ۶

چون درد تو نیست هیچ دردی
زان هیچ دوا نمی‌پذیرم ۷

بر گور من ار گذر کنی تو
برخیزم و دامنت بگیرم ۸

دوشم به فلک رسید ناله
و امروز به چرخ شد نفیرم ۹

گر پیر شود سرم چه سودست؟
چون دل نشود مرید پیرم ۱۰

حال دل من بکس مگویید
کین نامه غلط کند دبیرم ۱۱

از مهر تو بست چرخ نقشم
با عشق تو داد دایه شیرم ۱۲

بگذار به محنت اوحدی را
گو من ز محبتت بمیرم ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
۴۹۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۲۳ - چشم جان بر اثرت می‌دارم
گوهر بعدی:غزل ۵۲۵ - گر چه در پای هوی و هوست می‌میرم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.