هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و اشتیاق شدید خود به معشوق سخن میگوید. او با وجود آگاهی از پندهای عقل، به دنبال رسیدن به معشوق است و از هیچ تلاشی برای نزدیک شدن به او دریغ نمیکند. شاعر از رازداری و اشکهایش میگوید و تلاش میکند تا با هر وسیلهای، حتی اگر غیرممکن به نظر برسد، به معشوق برسد. او از قدرت و اراده خود برای غلبه بر موانع سخن میگوید و حتی اگر نتواند به معشوق برسد، تلاش میکند تا دل او را به دست آورد.
رده سنی:
16+
این متن شامل مفاهیم عمیق عشق و اشتیاق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم عرفانی ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی داشته باشد تا به درستی درک شود.
غزل ۵۲۶ - مست آمدم امشب، که سر راه بگیرم
مست آمدم امشب، که سر راه بگیرم
یک بوسه به زور از لب آن ماه بگیرم ۱
دانم که: دهد عقل نکوخواه مرا پند
لیکن عجب ارپند نکوخواه بگیرم ۲
تا هیچ کسم راز دل ریش نداند
این اشک روان بر رخ چون کاه بگیرم ۳
هر چند بکوشید که بیگاه بیاید
من نیز بکوشم که ز ناگاه بگیرم ۴
گر زانکه به بالای بلندش نرسد دست
در دست کنم زلفش و کوتاه بگیرم ۵
از چاه ز نخ گر ندهد آب، چو دزدان
بر قافلهٔ عشق سر چاه بگیرم ۶
دست ار به رکابش نتوانیم رسانید
باشد که عنان دل گمراه بگیرم ۷
زان ساعد و زلف ار کمری سازم و طوقی
تاج از ملک و باج سر از شاه بگیرم ۸
با اوحدی ار حیلت روباه کند خصم
من نیستم آن شیر که روباه بگیرم ۹
یک بوسه به زور از لب آن ماه بگیرم ۱
دانم که: دهد عقل نکوخواه مرا پند
لیکن عجب ارپند نکوخواه بگیرم ۲
تا هیچ کسم راز دل ریش نداند
این اشک روان بر رخ چون کاه بگیرم ۳
هر چند بکوشید که بیگاه بیاید
من نیز بکوشم که ز ناگاه بگیرم ۴
گر زانکه به بالای بلندش نرسد دست
در دست کنم زلفش و کوتاه بگیرم ۵
از چاه ز نخ گر ندهد آب، چو دزدان
بر قافلهٔ عشق سر چاه بگیرم ۶
دست ار به رکابش نتوانیم رسانید
باشد که عنان دل گمراه بگیرم ۷
زان ساعد و زلف ار کمری سازم و طوقی
تاج از ملک و باج سر از شاه بگیرم ۸
با اوحدی ار حیلت روباه کند خصم
من نیستم آن شیر که روباه بگیرم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۹۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۲۵ - گر چه در پای هوی و هوست میمیرم
گوهر بعدی:غزل ۵۲۷ - به غم خویش چنان شیفته کردی بازم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.