هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر عاشقانه، از عشق و فداکاری خود سخن میگوید. او حاضر است جان، دل، دین و دارایی خود را برای معشوق ببخشد و حتی از این که قبلاً به دیگران توجه کرده، ابراز پشیمانی میکند. شاعر به شدت شیفته معشوق است و حاضر است هر چیزی را برای او فدا کند.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و فداکاری است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
غزل ۵۷۵ - گر ز من جان طلبد دوست، روانی بدهم
گر ز من جان طلبد دوست، روانی بدهم
پیش جانان نبود حیف؟ که جانی بدهم ۱
غلطم، چیست سر و جان و دل و دین و درم؟
زشت باشد که چنینها به چنانی بدهم ۲
دل تنگم، که ازین پیش به هر کس رفتی
بعد ازینش به چنان تنگ دهانی بدهم ۳
جان، که نقدست، بدو بخشم، اگر صبر کند
از برای دل گم گشته ضمانی بدهم ۴
ای که از دست بدادی به سر موی مرا
کافرم، گر سر مویت به جهانی بدهم ۵
اگر آن غمزه و ابرو بفروشی روزی
هر چه دارم به چنان تیر و کمانی بدهم ۶
اوحدی در هوس آن دهن تنگ بسوخت
وز دهانش نتوانم که نشانی بدهم ۷
پیش جانان نبود حیف؟ که جانی بدهم ۱
غلطم، چیست سر و جان و دل و دین و درم؟
زشت باشد که چنینها به چنانی بدهم ۲
دل تنگم، که ازین پیش به هر کس رفتی
بعد ازینش به چنان تنگ دهانی بدهم ۳
جان، که نقدست، بدو بخشم، اگر صبر کند
از برای دل گم گشته ضمانی بدهم ۴
ای که از دست بدادی به سر موی مرا
کافرم، گر سر مویت به جهانی بدهم ۵
اگر آن غمزه و ابرو بفروشی روزی
هر چه دارم به چنان تیر و کمانی بدهم ۶
اوحدی در هوس آن دهن تنگ بسوخت
وز دهانش نتوانم که نشانی بدهم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۷۴ - به پیشگاه قبول ار چه کم دهد راهم
گوهر بعدی:غزل ۵۷۶ - تا کی به در تو سوکوار آیم؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.