هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و فراق سخن می‌گوید. او از باد صبح‌دم می‌خواهد پیامش را به معشوق برساند و از غم و اندوه خود می‌گوید. شاعر از بی‌توجهی معشوق شکایت دارد و از این که پیام‌هایش بی‌پاسخ مانده‌اند، ناراحت است. او همچنین از مدعیان عشق می‌خواهد که او را از معشوق دور نکنند و تاکید می‌کند که حتی در برابر ثروت و قدرت هم حاضر به فروش عشقش نیست.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعری کلاسیک ممکن است برای سنین پایین‌تر چالش‌برانگیز باشد.

غزل ۷۳۵ - ببر، ای باد صبح‌دم، بده ای پیک نیک‌پی

ببر، ای باد صبح‌دم، بده ای پیک نیک‌پی
سخن عاشقان بدو، خبر بیدلان بوی ۱

ز من آن شوخ دیده را چو ببینی بگوی تو:
عجب از حال بیدلان، که چنین غافلی تو، هی! ۲

چو دف آن خسته را مزن، که دمی بی‌حضور تو
نتواند ز چنگ غم، که ننالد بسان نی ۳

بنمودم هزار پی بتو احوال خویشتن
ننوشتی جواب آن که نمودم هزار پی ۴

ز برم تا برفته‌ای تو، زمانی نمی‌شود
نه گشاینده بند غم، نه گوارنده جام می ۵

سخن بوسه گفته‌ای، بنگویی که: چند و چون؟
خبر وصل داده‌ای، ننموده‌ای که: کو و کی؟ ۶

مکن، ای مدعی، مرا ز درش دور بعد ازین
که من آن خاک کوچه را نفروشم به تاج کی ۷

ز پی آنکه بنگرم رخ لیلی ز گوشه‌ای
من مجنون خسته را، که برد به کنار حی؟ ۸

اگر، ای اوحدی، تو هم دل خود را تو دوستی؟
به رخ و زلف او دهی، برهی زین بهار و دی ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۶۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷۳۴ - آن دل که مرا بود و توی دیده سلبوه
گوهر بعدی:غزل ۷۳۶ - ز لعلش بوسه‌ای جستم، بگفت: آری، بگفتم: کی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.