هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر درد و رنج ناشی از بی‌وفایی و فراق است. شاعر از عشق و وفاداری سخن می‌گوید و از درد دل و رنج‌هایی که در راه عشق متحمل شده است. او با وجود تمامی رنج‌ها، همچنان به معشوق وفادار است و عشقش را به او ابراز می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده‌ی عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

غزل ۷۴۲ - ای که تیر بی‌وفایی در کمان پیوسته‌ای

ای که تیر بی‌وفایی در کمان پیوسته‌ای
بار دیگر چیست کندر دیگران پیوسته‌ای؟ ۱

گر به شمشیر فراقم پی کنی صد پی روان
در تو پیوندم، که صد رگ با روان پیوسته‌ای ۲

ای بهایی گوهر، اندر سلک پیمان و وفا
با چنان خرمهرها بس رایگان پیوسته‌ای! ۳

میخوری خون دل من، تا ز دل دوری کنم
از دلم چون دور گردی؟ چون به جان پیوسته‌ای ۴

وقت خاموشی چو فکر اندر دلم پیچیده‌ای
روز گویایی چو ذکرم در زبان پیوسته‌ای ۵

گر چه هر دم بشکنی عهدی و برداری دلی
همچنین می‌کن، که با ما هم چنان پیوسته‌ای ۶

گوش دار، ای بت که از زلف گریبانگیر خود
فتنها در دامن آخر زمان پیوسته‌ای ۷

گر بجوشد خونم اندر پوست چندان طرفه نیست
که آتش مهرم به مغز استخوان پیوسته‌ای ۸

دشمن من خاک بر سر کرد، تا در کوی خویش
اوحدی را سر به خاک آستان پیوسته‌ای ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۶۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷۴۱ - بر گل از عنبر کمندی بسته‌ای
گوهر بعدی:غزل ۷۴۳ - آن خط عنبرین که چو آبش نبشته‌ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.