هوش مصنوعی: این شعر از خواجوی کرمانی، شاعر فارسی‌زبان، بیانگر درد و رنج عاشقانه و وفاداری به معشوق است. شاعر از طبیب دل می‌خواهد که از سر بیمار نرود و او را خسته و ناامید رها نکند. همچنین، از یار می‌خواهد که به سخنانش گوش دهد و او را ترک نکند. شعر پر از استعاره‌های عاشقانه و توصیه‌هایی برای پایداری در عشق و اجتناب از جفا و نیرنگ است.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده، آن را مناسب برای سنین بالاتر می‌کند.

غزل ۷۸۵ - ای طبیب دل ریش از سر بیمار مرو

ای طبیب دل ریش از سر بیمار مرو
خسته مگذار مرا وز سر تیمار مرو

به جفا بر سر یاران وفادار میا
به وفا از پی خصمان جفا کار مرو

چند گوئی که روم روزی و ترک تو کنم
مکن ای یار ز من بشنو و زنهار مرو

ای دل ار شور شکر خندهٔ شیرین داری
همچو فرهاد بده جان و به کهسار مرو

تیره شب در شکن طرهٔ دلدار مپیچ
و گرت راه غلط شد به شب تار مرو

بگذر از خالش و گیسوی سیاهش بگذار
در پی مهره به سر در دهن مار مرو

گر بود برگ گل سوریت از خار مترس
ور هوای چمنت نیست به گلزار مرو

اگرت خرقه سالوس شود دامنگیر
با مرقع به در خانهٔ خمار مرو

اگر از کعبه به میخانه کشندت خواجو
برو ای خواجه و از میکده هشیار مرو
کانال گوهرین در ایتا
۴۶۶
این گوهر را بشنوید
خوانش

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷۸۴ - ای چراغ دیدهٔ جان روی تو
گوهر بعدی:غزل ۷۸۶ - صبحست ساقیا می چون آفتاب کو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.