هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر خود را به شمع تشبیه میکند که در راه روشنایی دیگران میسوزد و فداکاری میکند، اما در نهایت از بیاعتباری و نادیده گرفته شدن رنج میبرد. او از خاموشی و تنهایی سخن میگوید و بیان میکند که با وجود تمام سختیها، هدفش خدمت به دیگران بوده است. در پایان، شاعر از افسردگی و ندامت خود میگوید.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی در این شعر وجود دارد که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، مضامین غم و اندوه و ندامت ممکن است برای سنین پایینتر سنگین باشد.
غزل ۹۴ - در کشاکش از زبان آتشین بودم چو شمع
در کشاکش از زبان آتشین بودم چو شمع
تا نپیوستم به خاموشی نیاسودم چو شمع ۱
دیدنم نادیدنی، مد نگاهم آه بود
در شبستان جهان تا چشم بگشودم چو شمع ۲
سوختم تا گرم شد هنگامهٔ دل ها ز من
بر جهان بخشودم و بر خود نبخشودم چو شمع ۳
سوختم صد بار و از بیاعتباری ها نگشت
قطرهٔ آبی به چشم روزن از دودم چو شمع ۴
پاس صحبت داشتن آسایش از من برده بود
زیر دامان خموشی رفتم، آسودم چو شمع ۵
این که گاهی میزدم بر آب و آتش خویش را
روشنی در کار مردم بود مقصودم چو شمع ۶
مایهٔ اشک ندامت گشت و آه آتشین
هر چه از تنپروری بر جسم افزودم چو شمع ۷
این زمان افسردهام صائب، و گرنه پیش ازین
میچکید آتش ز چشم گریه آلودم چو شمع ۸
تا نپیوستم به خاموشی نیاسودم چو شمع ۱
دیدنم نادیدنی، مد نگاهم آه بود
در شبستان جهان تا چشم بگشودم چو شمع ۲
سوختم تا گرم شد هنگامهٔ دل ها ز من
بر جهان بخشودم و بر خود نبخشودم چو شمع ۳
سوختم صد بار و از بیاعتباری ها نگشت
قطرهٔ آبی به چشم روزن از دودم چو شمع ۴
پاس صحبت داشتن آسایش از من برده بود
زیر دامان خموشی رفتم، آسودم چو شمع ۵
این که گاهی میزدم بر آب و آتش خویش را
روشنی در کار مردم بود مقصودم چو شمع ۶
مایهٔ اشک ندامت گشت و آه آتشین
هر چه از تنپروری بر جسم افزودم چو شمع ۷
این زمان افسردهام صائب، و گرنه پیش ازین
میچکید آتش ز چشم گریه آلودم چو شمع ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۶۹۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۳ - سیراب در محیط شدم ز آبروی خویش
گوهر بعدی:غزل ۹۵ - تا چند گرد کعبه بگردم به بوی دل؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.