هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از انزوا و کناره‌گیری خود از دنیا سخن می‌گوید. او از رنج‌های زندگی، تلخی غربت، بی‌حاصلی و ناامیدی می‌نالد و به شرایط سخت و بی‌عدالتی‌های جهان اشاره می‌کند. همچنین، او از تلاش‌های بی‌ثمر و نصیحت‌های ناپذیرفته اطرافیان نیز گلایه دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای نوجوانان کم‌سن‌وسال دشوار است. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و رنج ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

غزل ۱۲۵ - ما رخت خود به گوشهٔ عزلت کشیده‌ایم

ما رخت خود به گوشهٔ عزلت کشیده‌ایم
دست از پیاله، پای ز صحبت کشیده‌ایم

مشکل به تازیانهٔ محشر روان شود
پایی که ما به دامن عزلت کشیده‌ایم

گردیده است سیلی صرصر به شمع ما
دامان هر که را به شفاعت کشیده‌ایم

صبح وطن به شیر مگر آورد برون
زهری که ما ز تلخی غربت کشیده‌ایم

گردیده است آب دل ما ز تشنگی
تا قطره‌ای ز ابر مروت کشیده‌ایم

آسان نگشته است بهنگ، ساز ما
یک عمر گوشمال نصیحت کشیده‌ایم

بوده است گوشهٔ دل خود در جهان خاک
جایی که ما نفس به فراغت کشیده‌ایم

صائب چو سرو و بید ز بی‌حاصلی مدام
در باغ روزگار خجالت کشیده‌ایم
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۲۴ - ما گل به دست خود ز نهالی نچیده‌ایم
گوهر بعدی:غزل ۱۲۶ - ما گر چه در بلندی فطرت یگانه‌ایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.