هوش مصنوعی:
شاعر در این اشعار از ناتوانی خود در ترک عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید. او از عجز خود در برابر تقدیر، ناتوانی در تعمیر وجود خویش و عدم توانایی در تفسیر خوابهای نادیده شکایت میکند. همچنین، شاعر به تأثیر نگاه معشوق و ناتوانی خود در کنترل احساسات اشاره میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'نگه خونی' و 'مژگان خونریز' ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
غزل ۱۵۰ - توبه از می به چه تدبیر توانم کردن؟
توبه از می به چه تدبیر توانم کردن؟
من عاجز چه به تقدیر توانم کردن؟ ۱
رخنه در ملک وجودم ز قفس بیشترست
به کفی خاک چه تعمیر توانم کردن؟ ۲
چون نباید به نظر حسن لطیفی که تراست
خواب نادیده چه تعبیر توانم کردن؟ ۳
غمزه بدمست و نگه خونی و مژگان خونریز
چون تماشای رخت سیر توانم کردن؟ ۴
دیدهای را که نمیشد ز تماشای تو سیر
بیتماشای تو، چون سیر توانم کردن؟ ۵
عذر ننوشتن مکتوب من این است که شوق
بیش ازان است که تحریر توانم کردن ۶
صائب از حفظ نظر عاجزم از روی نکو
برق را گر چه به زنجیر توانم کردن ۷
من عاجز چه به تقدیر توانم کردن؟ ۱
رخنه در ملک وجودم ز قفس بیشترست
به کفی خاک چه تعمیر توانم کردن؟ ۲
چون نباید به نظر حسن لطیفی که تراست
خواب نادیده چه تعبیر توانم کردن؟ ۳
غمزه بدمست و نگه خونی و مژگان خونریز
چون تماشای رخت سیر توانم کردن؟ ۴
دیدهای را که نمیشد ز تماشای تو سیر
بیتماشای تو، چون سیر توانم کردن؟ ۵
عذر ننوشتن مکتوب من این است که شوق
بیش ازان است که تحریر توانم کردن ۶
صائب از حفظ نظر عاجزم از روی نکو
برق را گر چه به زنجیر توانم کردن ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۵۵۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۹ - موج دریا را نباشد اختیار خویشتن
گوهر بعدی:غزل ۱۵۱ - بوی گل و نسیم صبا میتوان شدن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.