هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از زبان یک گدا بیان میشود که از وضعیت خود و ناعادلانه بودن جهان شکایت دارد. او از فقر، نادیده گرفته شدن، و بیعدالتیهای اجتماعی میگوید و احساس تنهایی و ناامیدی خود را بیان میکند. همچنین، اشارهای به عشق و زیبایی دارد که برایش دستنیافتنی است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق اجتماعی و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و تنهایی ممکن است برای گروههای سنی پایینتر سنگین باشد.
شماره ۴۵ - گدای شهر را دانسته خلقی پادشاه من
گدای شهر را دانسته خلقی پادشاه من
وزین شهرم سیهرو کرده چشم روسیاه من ۱
چرا آن تیره اختر کز برای یکدرم صدجا
رخ خود زرد سازد مردمش خوانند ماه من ۲
کسی کو خرمن تمکین دهد بر باد بهر او
چرا در زیر کوه غم بود جسم چو کاه من ۳
به سنگم سر مکوب ای همنشین تا آستان او
که از پای کسان فرسوده نبود سجدهگاه من ۴
به رخساریکه باشد هر نفس آئینهٔ صد کس
چه بودی گر بر او هرگز نیفتادی نگاه من ۵
اگر از آتشین دلها نسوزم خرمن حسنش
همان در خرمن عمر من افتد برق آه من ۶
مرا جلاد مرگ از در درآید محتشم یارب
بکویش گر ز گمراهی فتد من بعد راه من ۷
وزین شهرم سیهرو کرده چشم روسیاه من ۱
چرا آن تیره اختر کز برای یکدرم صدجا
رخ خود زرد سازد مردمش خوانند ماه من ۲
کسی کو خرمن تمکین دهد بر باد بهر او
چرا در زیر کوه غم بود جسم چو کاه من ۳
به سنگم سر مکوب ای همنشین تا آستان او
که از پای کسان فرسوده نبود سجدهگاه من ۴
به رخساریکه باشد هر نفس آئینهٔ صد کس
چه بودی گر بر او هرگز نیفتادی نگاه من ۵
اگر از آتشین دلها نسوزم خرمن حسنش
همان در خرمن عمر من افتد برق آه من ۶
مرا جلاد مرگ از در درآید محتشم یارب
بکویش گر ز گمراهی فتد من بعد راه من ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۰۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴ - چند چشمت بسته بیند چشم سرگردان من
گوهر بعدی:شماره ۴۶ - اگر خواهی دعای من کنی بر مدعای من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.