هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه از حافظ، به زیبایی‌های معشوق و رنج‌های عاشق اشاره دارد. شاعر از زلف و خال معشوق، دل‌ربایی او، و درد دوری از او سخن می‌گوید. همچنین، از غرور معشوق و حکمت عشق با اشاره به پیر مغان و لقمان یاد می‌کند. در نهایت، شاعر حالتی سخت‌تر از مرگ را در دوری از معشوق توصیف می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مضامین عاشقانه عمیق و مفاهیم فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'داغ بر دل عاشق' و 'حالتی بتر از مرگ' ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.

غزل ۶۱ - باز این چه زلف از طرف رخ نمودن است

باز این چه زلف از طرف رخ نمودن است
باز این چه مشگ بر ورق لاله سودن است ۱

باز این چه نصب کردن خالست برعذار
باز این چه داغ بر دل عاشق فزودن است ۲

دل بردن چنین ز اسیران ساده دل
گوهر به حیله از کف طفلان ربودن است ۳

در ابتدای وصل به هجرم اسیر ساخت
وصلی چنین بهشت به کافر نمودن است ۴

روشن‌ترین غرور و دلیل تکبرش
آن دیر دیر لب به تکلم گشودن است ۵

سر ازل ز پیر مغان گوش کن که آن
بهتر ز حکمت از لب لقمان شنودن است ۶

در عشق حالتی بتر از مرگ محتشم
دور از وصال دلبر خود زنده بودنست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۶۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۰ - نخل قد خم گشته که پرورده دردست
گوهر بعدی:غزل ۶۲ - زخم جفای یار که بر سینه مرهم است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.