هوش مصنوعی: این شعر از محتشم کاشانی، شاعر ایرانی، سرشار از مضامین عاشقانه، عرفانی و اخلاقی است. در آن از عشق، هجران، صبر، تقدیر، طمع و پشیمانی سخن می‌رود. شاعر با استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های زیبا، احساسات عمیق انسانی را به تصویر می‌کشد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه، استفاده از استعاره‌های پیچیده و نیاز به درک ادبیات کلاسیک فارسی، این شعر را برای مخاطبان نوجوان و بزرگسال مناسب می‌سازد.

غزل ۸۶ - چو ناز او به میان تیغ دلستانی بست

چو ناز او به میان تیغ دلستانی بست
سر نیاز به فتراک بدگمانی بست ۱

به دست جور چو داد از شکست عهد عنان
به یاد طاقت ما عهد هم عنانی بست ۲

به بحر هجر چو لشگر شکست کشتی جان
اجل ز مرحمت احرام بادبانی بست ۳

ز پای گرگ طمع دست حرص بند گشود
چو ناز او کمر سعی در شبانی بست ۴

تو از طلب به همین باش و لب مبند که یار
زبان یک از پی ارنی ولن ترانی بست ۵

تو ای سوار که بردی قرار و طاقت ما
بیا که دزد هوس دست پاسبانی بست ۶

به روی من تو در مرگ نیز بگشائی
اگر توان در تقدیر آسمانی بست ۷

کمند مهر چنان پاره کن که گر روزی
شوی ز کرده پشیمان به هم توانی بست ۸

رقیب بار سکون بر در تو گو بگشا
که محتشم ز میان رخت کامرانی بست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۱۲۹۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۵ - کمر به کین تو ای دل چو یار جانی بست
گوهر بعدی:غزل ۸۷ - گفتمش تیر تو خواهد به دل زار نشست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.