هوش مصنوعی: این شعر در مدح و ستایش یک حاکم یا فرمانده قدرتمند است که با کمک الهی به پیروزی‌های بزرگ دست یافته و دشمنانش را شکست داده است. شاعر برای او آرزوی موفقیت، حمایت الهی و پیروزی در نبردها را می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم پیچیده‌ای مانند جهاد، دشمنی، و مدح حاکمان است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ فکری و شناخت تاریخی-ادبی دارد. همچنین، برخی عبارات مانند 'خون‌ها خورد' و 'تیغ خون‌بار' ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.

غزل ۱۵۹ - شهریارا صاحبا رفتی خدا یار تو باد

شهریارا صاحبا رفتی خدا یار تو باد
صاحب این بیستون خرگه نگهدار تو باد ۱

در جهانگیری به یک گردش سراپای جهان
همچو مرکز در میان خط پرگار تو باد ۲

کارفرمای قضا کاین برگ و سامان شغل اوست
دایم اندر شغل سامان دادن کار تو باد ۳

ار جهاد حیدری ور دفع اعدا میکنی
دین ایزد را مدد ایزد مددکار تو باد ۴

چشم دشمن تا نبیند روی نصرت را به خواب
خار در چشمش ز دست بخت بیدار تو باد ۵

خصم کز رشک تو خونها خورد بهر جبر آن
در غزا خونش غذای تیغ خون بار تو باد ۶

محتشم از بهر فتح و نصرت آن کامجو
لطف یزدان متفق به ایمن گفتار تو باد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۵۸ - زندگانی بی غم عشق بتان یکدم مباد
گوهر بعدی:غزل ۱۶۰ - دل مایل تو شد که سیه رو چو دیده باد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.