هوش مصنوعی: این شعر از محتشم کاشانی بیانگر درد و رنج عاشقانه‌ای است که شاعر از رفتارهای دوگانه و عشوه‌گری معشوق متحمل شده است. شاعر از رفتارهای متناقض معشوق مانند عشوه‌گری، زهرآگین کردن نگاه‌ها، پنهان کردن احساسات، و آزار دادن در جمع گلایه می‌کند و به دنبال فهمیدن دلیل این رفتارهاست.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به سطحی از بلوغ عاطفی و ادبی نیاز دارند.

غزل ۲۴۴ - دی به شیرین عشوه هر دم سوی من دیدن چه بود

دی به شیرین عشوه هر دم سوی من دیدن چه بود
وز پی آن زهر از ابرو چکانیدن چه بود ۱

گر نبودی بر سر آتش ز اعراض نهان
همچو موی خویشتن بر خویش پیچیدن چه بود ۲

گربدی از من نمی‌گفتند خاصان پیش تو
تیر تیز اندر حکایت سوی چه بود ۳

ور نبودی بر سر آزار من در انجمن
حرف جرمم یک سر از بدخواه پرسیدن چه بود ۴

گر به دل با من نبودی بذر طعنم غیر را
منع کردن وز قفا چشمک رسانیدن چه بود ۵

بزم خاصی گر نهان از من نمی‌آراستی
بی محل اسباب عیش از بزم برچیدن چه بود ۶

گر نبودت در کمان تیر غضب مخصوص من
چین برد ابرو در رخ اغیار خندیدن چه بود ۷

دی به بزم از غیر آن احوال پرسیدن نداشت
من چو واقف گشتم آن خاموش گردیدن چه بود ۸

محتشم را گر نمی‌دانستی از نامحرمان
پش غیر از وی جمال راز پوشیدن چه بود ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۴۳ - گر شود پامال هجر این تن همان گیرم نبود
گوهر بعدی:غزل ۲۴۵ - دی ز شوخی بر من آن توسن دوانیدن چه بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.