هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه از محتشم کاشانی، بیانگر حالات روحی و عاطفی شاعر در فراق معشوق است. شاعر از جدایی جانان مینالد و درد فراق را با تصاویر زیبایی مانند چاک گریبان، خروش و افغان، و غوطهوری در خون توصیف میکند. او از بیقراری و بیتابی خود میگوید و اینکه صبر و سامانش را در راه عشق از دست داده است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، توصیفهای شدید عاطفی مانند غوطهوری در خون یا چاک گریبان ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
غزل ۲۵۵ - باز ما را جان به استقبال جانان میرود
باز ما را جان به استقبال جانان میرود
تن به جا میماند و دل همره جان میرود ۱
باز جیبی چاک خواهم زد که دستم هر زمان
بیخود از وسواس دل سوی گریبان میرود ۲
باز خواهم در خروش آمد که وقت حرف صوت
بر زبان نطقم اول آه و افغان میرود ۳
باز خواهم غوطه زد در خون که از بحر درون
سوی چشمم ابر خون باری شتابان میرود ۴
باز دست از دیده خواهم شست گز عیب کسان
میکند ایما که آن یوسف ز کنعان میرود ۵
باز محکم میشود با درد پیمان دلم
کاینچنین بردم گمان کان سست پیمان میرود ۶
باز لازم شد وداع جان که هردم هاتقی
با دلم آهسته میگوید که جانان میرود ۷
باز درخواب پریشان دیدنم شب تا به روز
چون نباشم کز کف آن زلف پریشان میرود ۸
محتشم در عشق رفت آن صبر و سامانی که بود
بخت اکنون از من بیصبر و سامان میرود ۹
تن به جا میماند و دل همره جان میرود ۱
باز جیبی چاک خواهم زد که دستم هر زمان
بیخود از وسواس دل سوی گریبان میرود ۲
باز خواهم در خروش آمد که وقت حرف صوت
بر زبان نطقم اول آه و افغان میرود ۳
باز خواهم غوطه زد در خون که از بحر درون
سوی چشمم ابر خون باری شتابان میرود ۴
باز دست از دیده خواهم شست گز عیب کسان
میکند ایما که آن یوسف ز کنعان میرود ۵
باز محکم میشود با درد پیمان دلم
کاینچنین بردم گمان کان سست پیمان میرود ۶
باز لازم شد وداع جان که هردم هاتقی
با دلم آهسته میگوید که جانان میرود ۷
باز درخواب پریشان دیدنم شب تا به روز
چون نباشم کز کف آن زلف پریشان میرود ۸
محتشم در عشق رفت آن صبر و سامانی که بود
بخت اکنون از من بیصبر و سامان میرود ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۰۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۴ - آن که اشگم از پیش منزل به منزل میرود
گوهر بعدی:غزل ۲۵۶ - آن مه که صورتش ز مقابل نمیرود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.