هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. او با زبانی پراحساس و تصاویر شاعرانه، از عشق، حیرت، وابستگی و فداکاری خود سخن می‌گوید و از معشوق به عنوان موجودی آرمانی و جذاب یاد می‌کند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مضامین عاشقانه و عارفانه پیچیده است که درک کامل آن نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد. همچنین، برخی از تصاویر و مفاهیم به کار رفته ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم یا سنگین باشد.

غزل ۴۸۸ - ای به بالا فتنه سرگردان بالای تو من

ای به بالا فتنه سرگردان بالای تو من
ای سراپا ناز قربان سراپای تو من ۱

با وجود جلوهٔ تو خلق حیران منند
بس که حیران گشته‌ام برقد رعنای تو من ۲

کرده چشم نیم‌بازت رخنه در بنیاد جان
این چه چشمست ای شهید چشم شهلای تو من ۳

تا نگردد خواری من برملا پیش کسان
می‌نوازی بنده را ای بندهٔ رای تو من ۴

من بندبندم بگسل از هم گرنباشم روز حشر
بند بر دل مانده زلف سمن سای تو من ۵

چون برون آرم سر از خاک لحد باشم هنوز
پای در گل از خیال نخل بالای تو من ۶

در وصف دیوانگان کوی عشقم جامباد
گر خلاصی جویم از زنجیر سودای تو من ۷

دست من گیر ای گل رعنا که هستم از فراق
خار در پا رفته راه تمنای تو من ۸

محتشم تا خسروان را مجلس آراید به شعر
پادشاه او تو باشی مجلس آرای تو من ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۲۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۸۷ - ای خدنگ مژه‌ات عقده گشای دل من
گوهر بعدی:غزل ۴۸۹ - گر شود از دیده نهان ماه من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.