هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر درد و رنج عاشق در راه عشق است. شاعر از بی‌قراری، اشک‌ها، حسرت‌ها و خطرات راه عشق سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که هیچ کس از این رنج‌ها در امان نیست. همچنین، اشاره‌ای به بی‌خبری از دوست و ضرورت تسلیم در راه عشق دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد و رنج عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.

غزل ۱۱۹ - بر سر راه تو افتاده سری نیست که نیست

بر سر راه تو افتاده سری نیست که نیست
خون عشاق تو در ره‌گذری نیست که نیست ۱

غیرت عشق عیان خون مرا خواهد ریخت
که نهان با تو کسی را نظری نیست که نیست ۲

من نه تنها ز سر زلف تو مجنونم و بس
شور آن سلسله در هیچ سری نیست که نیست ۳

نه همین لاله به دل داغ تو دارد ای گل
داغ سودای رخت بر جگری نیست که نیست ۴

اثری آه سحر در تو ندارد، فریاد
ور نه آه سحری را اثری نیست که نیست ۵

سیل اشک ار بکند خانهٔ مردم نه عجب
کز غمت گریه کنان چشم تری نیست که نیست ۶

جز شب تیرهٔ ما را که ز پی روزی نیست
پی هر شام سیاهی سحری نیست که نیست ۷

چون خرامی، به قفا از ره رحمت بنگر
کز پی‌ات دیدهٔ حسرت نگری نیست که نیست ۸

بی خبر شو اگر از دوست خبر می‌خواهی
زان که در بی خبری‌ها خبری نیست که نیست ۹

ترک سر تا نکنی پای منه در ره عشق
که درین وادی حیرت خطری نیست که نیست ۱۰

من مسکین نه همین خاک درش می‌بوسم
خاک بوس در او تاجوری نیست که نیست ۱۱

قابل بندگی خواجه نگردید افسوس
ور نه در طبع فروغی هنری نیست که نیست ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۱۸ - پیکی مرا به سوی تو غیر از نسیم نیست
گوهر بعدی:غزل ۱۲۰ - یار اگر جلوه کند دادن جان این همه نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.