هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و دلدادگی به معشوق سخن می‌گوید و از زیبایی‌ها و تأثیرات آن بر روح و جان خود می‌نویسد. همچنین، در برخی ابیات به مفاهیمی مانند عرفان، تقدیر، و بخشندگی اشاره شده است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.

غزل ۲۳۹ - دل نداند که فدای سر جانان چه کند

دل نداند که فدای سر جانان چه کند
گر فدای سر جانان نکند جان چه کند ۱

لب شکر شکنت رونق کوثر بشکست
تا دهان تو به سرچشمهٔ حیوان چه کند ۲

جنبش اهل جنون سلسله‌ها را بگسست
تا خم طرهٔ آن سلسله جنبان چه کند ۳

گرهٔ کار مرا دست فلک باز نگرد
تا قوی پنجه آن طرهٔ پیچان چه کند ۴

جمع کردم همه اسباب پریشانی را
تا پریشانی آن زلف پریشان چه کند ۵

شام من صبح ز خورشید فروزنده نشد
تا فروغ رخ آن ماه درخشان چه کند ۶

رازم از پردهٔ دل هیچ هویدا نشده‌ست
تا که غمازی آن غمزهٔ پنهان چه کند ۷

به خضر آب بقا داد و به جمشید شراب
تا به پیمانهٔ ما ساقی دوران چه کند ۸

جنبشی کرد صنوبر که قیامت برخاست
تا سهی قامت آن سرو خرامان چه کند ۹

نرگس مست به باغ آمد و پیمانه به دست
تا قدح بخشی آن نرگس فتان چه کند ۱۰

بسته‌های شکر از هند به ری آمده باز
تا شکر خندهٔ آن پستهٔ خندان چه کند ۱۱

صف ترکان ختایی همه آراسته شد
تا صف آرایی آن صف زده مژگان چه کند ۱۲

پایه طبع فروغی ز نهم چرخ گذشت
تا علو نظر همت سلطان چه کند ۱۳

ناصرالدین شه بخشنده که دست کرمش
می‌نداند که به سرمایهٔ عمان چه کند ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۳۸ - کاشکی ساقی ز لعلش می به جام من کند
گوهر بعدی:غزل ۲۴۰ - چون دم تیغ تو قصد جان ستانی می‌کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.