هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، زیبایی و جذابیت معشوق را توصیف می‌کند و از عشق و سودای او سخن می‌گوید. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند زلف سمن‌سا، لعل شکرخا، و قامت رعنا، عشق خود را به معشوق بیان می‌کند و تأثیر عمیق این عشق را بر زندگی خود شرح می‌دهد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات ادبی کلاسیک نیاز به درک ادبی نسبتاً بالایی دارد.

غزل ۲۵۶ - آشوب شهر طلعت زیبای او بود

آشوب شهر طلعت زیبای او بود
زنجیر عقل جعد چلیپای او بود ۱

ما و دلی که خسته تیر بلای عشق
ما و سری که بر سر سودای او بود ۲

بالای او مرا به بلا کرد مبتلا
یعنی بلا نتیجهٔ بالای او بود ۳

بر خاک پای ماه من ار سر نسوده مهر
پس چارمین سپهر چرا جای او بود ۴

هشیاریش محال بود روز رستخیز
هر کس که مست نرگس شهلای او بود ۵

روزی که پاره می‌شود از هم طناب عمر
امید من به زلف سمن سای او بود ۶

هر سر سزای افسر زرین نمی‌شود
الا سری که خاک کف پای او بود ۷

هر جا حدیث چشمه کوثر شنیده‌ای
افسانه‌ای ز لعل شکرخای او بود ۸

هر انجمن که جلوهٔ فردوس دیده‌ای
دیباچه‌ای ز روی دل آرای او بود ۹

دانی قیامت از چه ندارد سر قیام
در انتظار قامت رعنای او بود ۱۰

شد روشنم ز نظم فروغی که بر فلک
خورشید یک فروغ ز سیمای او بود ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۴۲۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۵۵ - لب پیمانه اگر بر لب جانانه نبود
گوهر بعدی:غزل ۲۵۷ - همه شب راه دلم بر خم گیسوی تو بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.