هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، بیانگر ناامیدی و یأس شاعر از دنیا و ناپایداری آن است. او از عشق و دوستی ناامید شده و به ناکامیهای زندگی اشاره میکند. همچنین، شاعر به این نکته اشاره دارد که در این دنیا هیچکس به کام خود نمیرسد و همه با رنج و سختی مواجه هستند. در پایان، شاعر به رضایت از وضعیت خود و عدم وابستگی به دیگران اشاره میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و یأس ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۲۶۹ - گر در آید شب عید از درم آن صبح امید
گر در آید شب عید از درم آن صبح امید
شب من روز شود یک سر و روزم همه عید ۱
خستگیهای مرا عشق به یک جو نگرفت
لاغریهای مرا دوست به یک مو نخرید ۲
غنچهای در همه گلزار محبت نشکفت
گلبنی در همه بستان مودت ندمید ۳
هم سحابی ز بیابان مروت نگذشت
هم نسیمی ز گلستان عنایت نوزید ۴
صاف بیدرد کس از ساقی این بزم نخورد
گل بی خار کس از گلبن این باغ نچید ۵
نه مسلمان ز قضا کامروا شد نه یهود
نه شقی مطلبش از چرخ برآمد نه سعید ۶
رهروی کو که درین بادیه از ره نفتاد
پیروی کو که درین معرکه در خون نتپید ۷
نیک بخت آن که در این خانه نه بگرفت و نه داد
تیزهوش آن که در این پرده نه بشنید و نه دید ۸
از مرادت بگذر تا به مرادت برسی
که ز مقصود گذشت آن که به مقصود رسید ۹
وقتی آسوده ز آمد شد اندیشه شدیم
که در خانه ببستیم و شکستیم کلید ۱۰
ما فروغی به سیهروزی خود خوشنودیم
زآن که هرگز نتوان منت خورشید کشید ۱۱
شب من روز شود یک سر و روزم همه عید ۱
خستگیهای مرا عشق به یک جو نگرفت
لاغریهای مرا دوست به یک مو نخرید ۲
غنچهای در همه گلزار محبت نشکفت
گلبنی در همه بستان مودت ندمید ۳
هم سحابی ز بیابان مروت نگذشت
هم نسیمی ز گلستان عنایت نوزید ۴
صاف بیدرد کس از ساقی این بزم نخورد
گل بی خار کس از گلبن این باغ نچید ۵
نه مسلمان ز قضا کامروا شد نه یهود
نه شقی مطلبش از چرخ برآمد نه سعید ۶
رهروی کو که درین بادیه از ره نفتاد
پیروی کو که درین معرکه در خون نتپید ۷
نیک بخت آن که در این خانه نه بگرفت و نه داد
تیزهوش آن که در این پرده نه بشنید و نه دید ۸
از مرادت بگذر تا به مرادت برسی
که ز مقصود گذشت آن که به مقصود رسید ۹
وقتی آسوده ز آمد شد اندیشه شدیم
که در خانه ببستیم و شکستیم کلید ۱۰
ما فروغی به سیهروزی خود خوشنودیم
زآن که هرگز نتوان منت خورشید کشید ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۵۱۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶۸ - هر کس که دید روی تو آهی ز جان کشید
گوهر بعدی:غزل ۲۷۰ - بگشا به تبسم لب شیرین شکربار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.