هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق عمیق شاعر به معشوق است که با تصاویر زیبا و استعاره‌های غنی مانند مژگان شوخ، چشم سیاه، و خال توصیف شده است. شاعر از جدایی می‌ترسد و عشق را بالاتر از ایمان و کفر می‌داند. او معتقد است عشق به معشوق، بهشتی بی‌زمان است و در قیامت نیز جمال معشوق را بر حورالعین ترجیح می‌دهد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از استعاره‌ها و مفاهیم مانند کفر و ایمان یا قیامت ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

غزل ۵۱۲ - کنون که صاحب مژگان شوخ و چشم سیاهی

کنون که صاحب مژگان شوخ و چشم سیاهی
نگاه دار دلی را که برده‌ای به نگاهی ۱

مقیم کوی تو تشویش صبح و شام ندارد
که در بهشت نه سالی معین است و نه ماهی ۲

چو در حضور تو ایمان و کفر راه ندارد
چه مسجدی چه کنشتی، چه طاعتی چه گناهی ۳

مده به دست سپاه فراق ملک دلم را
به شکر آن که در اقلیم حسن بر همه شاهی ۴

بدین صفت که ز هر سو کشیده‌ای صف مژگان
تو یک سوار توانی زدن به قلب سپاهی ۵

چگونه بر سر آتش سپندوار نسوزم
که شوق خال تو دارد مرا به حال تباهی ۶

به غیر سینهٔ صد چاک خویش در صف محشر
شهید عشق نخواهد نه شاهدی، نه گواهی ۷

اگر صباح قیامت ببینی آن رخ و قامت
جمال حور نجویی، وصال سدره نخواهی ۸

رواست گر همه عمرش به انتظار سرآید
کسی که جان به ارادت نداده بر سر راهی ۹

تسلی دل خود می‌دهم به ملک محبت
گهی به دانهٔ اشکی، گهی به شعله آهی ۱۰

فتاد تابش مهر مهی به جان فروغی
چنان که برق تجلی فتد به خرمن کاهی ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۲۲۸۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۱۱ - گر به دنبال دل آن زلف رود هیچ مگوی
گوهر بعدی:غزل ۵۱۳ - ای سر زلف تو سر رشتهٔ هر سودایی
نظرها و حاشیه ها
حسین
۱۴۰۴/۶/۱۵ ۲۰:۵۴

مگر نه اینکه اشعار قدمای ما مدح و ثنای سید شباب دوعالم هستش