هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، به زیباییهای زندگی و لذتهای آن اشاره دارد و از ریا و صومعهنشینی دوری میجوید. شاعر میکده و رندان را به صومعه و ریاکاری ترجیح میدهد و بر اهمیت عشق، آشنایی و زندگی در لحظه تأکید میکند. همچنین، به بینیازی درویش و بیاعتباری قدرت دنیوی اشاره میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشارههای غیرمستقیم به میگساری و عشق زمینی ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح داشته باشد.
غزل ۲۹ - نه به ز شیوهٔ مستان طریق ورائی هست
نه به ز شیوهٔ مستان طریق ورائی هست
نه به ز کوی مغان گوشهای و جائی هست ۱
دلم به میکده زان میکشد که رندان را
کدورتی نه و با یکدیگر صفائی هست ۲
ز کنج صومعه از بهر آن گریزانم
که در حوالی آن بوریا ریائی هست ۳
گرت به دیر مغان ره دهند از آن مگذر
قدم بنه که در آن کوچه آشنائی هست ۴
فراغ از دل درویش جو که مستغنی است
ز هرکجا که امیری و پادشاهی هست ۵
به عیش کوش و مپندار همچو نااهلان
که عمر را عوض و وقت را قضائی هست ۶
نه به ز کوی مغان گوشهای و جائی هست ۱
دلم به میکده زان میکشد که رندان را
کدورتی نه و با یکدیگر صفائی هست ۲
ز کنج صومعه از بهر آن گریزانم
که در حوالی آن بوریا ریائی هست ۳
گرت به دیر مغان ره دهند از آن مگذر
قدم بنه که در آن کوچه آشنائی هست ۴
فراغ از دل درویش جو که مستغنی است
ز هرکجا که امیری و پادشاهی هست ۵
به عیش کوش و مپندار همچو نااهلان
که عمر را عوض و وقت را قضائی هست ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۵۶۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۸ - سر نخوانیم که سودا زدهٔ موئی نیست
گوهر بعدی:غزل ۳۰ - دوشم غم تو ملک سویدا گرفته بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.