هوش مصنوعی:
شاعر در این غزل از عشق و فراق یار میگوید و حالات روحی خود را در نبود معشوق توصیف میکند. او از خیال وصال، زیباییهای معشوق (مانند زلف و خال)، و تأثیرات عشق بر روح و روان خود سخن میگوید. همچنین، شاعر به ناامیدی از وصال و گذر عمر در غم و ملال اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و عاطفی عمیق است که درک آن ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و گذر عمر در ملال ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسن مناسب نباشد.
غزل ۳۱ - ز من مپرس که بر من چه حال میگذرد
ز من مپرس که بر من چه حال میگذرد
چو روز وصل توام در خیال میگذرد ۱
جهان برابر چشمم سیاه میگردد
چو در ضمیر من آن زلف و خال میگذرد ۲
اگر هلاک خودم آرزوست منع مکن
مرا که عمر چنین در ملال میگذرد ۳
خیال مهر تو در چشم هر سهی سرویست
که در حوالیش آب زلال میگذرد ۴
ز بوی زلف توام روح تازه میگردد
سپیدهدم که نسیم شمال میگذرد ۵
من و وصال تو آن فکر و آرزو هیهات
که بر دماغ چه فکر محال میگذرد ۶
غلام و چاکر روی چو ماه توست عبید
وزین حدیث بسی ماه و سال میگذرد ۷
چو روز وصل توام در خیال میگذرد ۱
جهان برابر چشمم سیاه میگردد
چو در ضمیر من آن زلف و خال میگذرد ۲
اگر هلاک خودم آرزوست منع مکن
مرا که عمر چنین در ملال میگذرد ۳
خیال مهر تو در چشم هر سهی سرویست
که در حوالیش آب زلال میگذرد ۴
ز بوی زلف توام روح تازه میگردد
سپیدهدم که نسیم شمال میگذرد ۵
من و وصال تو آن فکر و آرزو هیهات
که بر دماغ چه فکر محال میگذرد ۶
غلام و چاکر روی چو ماه توست عبید
وزین حدیث بسی ماه و سال میگذرد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۶۱۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۰ - دوشم غم تو ملک سویدا گرفته بود
گوهر بعدی:غزل ۳۲ - دردا که درد ما به دوایی نمی رسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.