هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و غم شدید خود میگوید که تحمل آن برایش دشوار است. او از معشوق میخواهد که به او نزدیک شود و غمش را کاهش دهد، زیرا دیگر توان تحمل این درد را ندارد. همچنین، اشاره میکند که درمانی برای درد دلش وجود ندارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و غمگینانه در شعر وجود دارد که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند درد شدید عشق و ناامیدی نیاز به بلوغ ذهنی دارد.
غزل ۵۲ - دلم زین بیش غوغا بر نتابد
دلم زین بیش غوغا بر نتابد
سرم زین بیش سودا بر نتابد ۱
ز شوقت بر دل دیوانهٔ ماست
غمی کان سنگ خارا بر نتابد ۲
غمت را گو بدار از جان ما دست
که این ویرانه یغما بر نتابد ۳
بیا امشب مگو فردا که اینکار
دگر امروز و فردا بر نتابد ۴
سرت در پای اندازیم چون زلف
اگر زلفت سر از پا بر نتابد ۵
عبید از درد کی یابد رهائی
چو درد دل مداوا بر نتابد ۶
سرم زین بیش سودا بر نتابد ۱
ز شوقت بر دل دیوانهٔ ماست
غمی کان سنگ خارا بر نتابد ۲
غمت را گو بدار از جان ما دست
که این ویرانه یغما بر نتابد ۳
بیا امشب مگو فردا که اینکار
دگر امروز و فردا بر نتابد ۴
سرت در پای اندازیم چون زلف
اگر زلفت سر از پا بر نتابد ۵
عبید از درد کی یابد رهائی
چو درد دل مداوا بر نتابد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۵۱۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۱ - شرم دار ایدل از این دهر رهائی تا چند
گوهر بعدی:غزل ۵۳ - ز سوز عشق من جانت بسوزد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.