هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از درد فراق و عشق سخن می‌گوید. او از بی‌قراری و سوزش عشق می‌نویسد و به مقایسه‌ای بین اهل عشق و دیگران می‌پردازد. همچنین، اشاره‌ای به روحیه‌ی عاشقانه و فداکاری در راه عشق دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

غزل ۱۱۶ - چشمم ار بی‌تو جهان بیند بگیرش عیب ازانک

چشمم ار بی‌تو جهان بیند بگیرش عیب ازانک
خیرهٔ بی‌دیدهٔ آلودهٔ تر دامنی است

ساقیا گر می خورم بی تو نگویی کان می است
مردنم را شربتی و آتشم را روغنی است

اندران مجلس که خود را زنده سوزند اهل عشق
ای بسا مرد خدا کو کمتر از هندو زنی است

عندلیبان را غذای روح باشد بوی گل
مرغ دشت است آنکه عاشق برجو و بر ارزنی است

هر شبی خسرو که گوید سینهٔ در کویت بدرد
زیر دیوار تو سلطان پاسبان چوبک زنی است
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۱۵ - هر مژه از غمزهٔ خون ریز تو ناوک زنی است
گوهر بعدی:غزل ۱۱۷ - ای دل غمین مباش که جانان رسیدنی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.