هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دلتنگی سخن میگوید. او از بیخوابیهایش به دلیل یاد معشوق میگوید و بیان میکند که شنیدن صدای معشوق برایش از هر موسیقی دلنشینتر است. همچنین، او از درد دوری و اشتیاق به معشوق مینالد و ابراز میکند که حتی اگر خود را قربانی کند، به معشوق آسیبی نمیرساند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
غزل ۵۰۵ - گر خود سخن ززهره و از ما بشنوم
گر خود سخن ززهره و از ما بشنوم
نبود چنان کزان بت دلخواه بشنوم
بیخوابیم بکشت و ه از من که هرشبی
بنشینم و فسانهٔ آن ماه بشنوم
آواز ارغنون ندهد ذوقم آنچنان
کاوازپای اسب و تو ناگاه بشنوم
دل پارههای خون فگند همچو برگ گل
چون بوی تو زباد سحرگاه بشنوم
خود را کنم سپند و نخواهم ترا گزند
از عاشقان چو پردر تو آه بشنوم
نبود چنان کزان بت دلخواه بشنوم
بیخوابیم بکشت و ه از من که هرشبی
بنشینم و فسانهٔ آن ماه بشنوم
آواز ارغنون ندهد ذوقم آنچنان
کاوازپای اسب و تو ناگاه بشنوم
دل پارههای خون فگند همچو برگ گل
چون بوی تو زباد سحرگاه بشنوم
خود را کنم سپند و نخواهم ترا گزند
از عاشقان چو پردر تو آه بشنوم
۴۳۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۰۴ - گر خود سخن ز زهره و از ماد بشنوم
گوهر بعدی:غزل ۵۰۶ - باز آ که شهر بی تو تاریک و تیره باشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.