خلاصه و رده‌بندی سنی 18+

این متن شعری عرفانی است که از آمدن یار و پایان یافتن دوران هجر و انتظار سخن می‌گوید. شاعر از عشق الهی و رهایی از قید و بندهای دنیوی صحبت می‌کند و به خوانندگان توصیه می‌کند که در شعاع جمال الهی، لباس‌های دنیوی را از تن بیرون آورند. او عشق را فراتر از آداب و رسوم معمولی می‌داند و از لذت و سرمستی عشق سخن می‌گوید. در پایان، شاعر از شمس تبریزی به عنوان منبع عشق یاد می‌کند.

این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۳۱۷ - یار آمد به صلح ای اصحاب

یار آمد به صُلح ای اَصْحاب
ما لَکُمْ قاعِدَیْنَ عِنْدَ اَلْباب؟ ۱

نوبَتِ هَجْر و انتظار گُذشت
فَادْخُلُوا الدّارَ یا اُولِی الْاَلْباب ۲

آفتابِ جمالْ سینه گُشاد
فَاخْلَعُوا فی شُعاعِهِ الْاَثْواب ۳

اَدَبِ عشقْ جُمله بی‌اَدَبیست
اُمَّهُ اَلْعِشْقِ عِشْقُهُم آداب ۴

باده عشقْ نَنگ و نام شِکَست
لا رُاُسّا تَری وَ لا اَذْناب ۵

لَذَّتِ عشق با دِماغ آمیخت
کَامْتِزاجِ الْعَبیدِ بِالْاَرْباب ۶

دُخترانِ ضَمیر، سَرمَستَند
وَسْطَ رَوْضِ الْقُلُوبِ وَ الدُّولاب ۷

گَر شما مَحْرمِ ضَمیر نِه اید
فَاسْالْوهُنَّ مِنْ وَراءِ حِجاب ۸

شَمسِ تبریز جامِ عشق از تو
وَ خُذِ الْکَبْدَ لِلشَّرابِ کَباب ۹
وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) قالب: غزل تعداد ابیات: ۹ ۶۱۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۱۶ - چونک درآییم به غوغای شب
گوهر بعدی:غزل ۳۱۸ - علونا سماء الود من غیر سلم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.