هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از عشق به معشوق و ستایش زیباییهای او سخن میگوید. همچنین، داستان حضرت یوسف و برادرانش به عنوان نمادی از بخشش و لطف الهی ذکر شده است. شاعر به تلاش پیران برای نجات مردم از عذاب و فساد اشاره میکند و از لطف و بخشش خداوند سخن میگوید.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و دینی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با مفاهیم دینی و ادبیات عرفانی دارد. همچنین، استفاده از داستانهای قرآنی و مفاهیم پیچیدهتر، آن را برای سنین پایینتر دشوار میکند.
غزل ۹۲۹ - ز عشق آن رخ خوب تو ای اصول مراد
زِ عشقِ آن رُخ ِخوبِ تو ای اصولِ مُراد
هر آن کِه توبه کُند توبهاش قَبول مَباد ۱
هزار شُکر و هزاران سِپاسْ یَزدان را
که عشقِ تو به جهان پَرّ و بال بازگُشاد ۲
در آرزویِ صَباحِ جَمالِ تو عُمری
جهانِ پیر هَمیخوانْد هر سَحَر اَوْراد ۳
برادری بِنِمودی شَهَنْشَهی کردی
چه دادْ مانْد که آن حُسن و خوبیِ تو نَداد؟ ۴
شنیدهایم که یوسُفْ نَخُفت شب ده سال
برادران را از حَق بِخواست آن شَهْ زاد ۵
که ای خدایْ اگر عَفْوِشان کُنی کردی
وَگَر نه دَرفکَنم صد فَغان دَرین بُنیاد ۶
مَگیر یا رَب ازیشان که بَسْ پَشیمانند
ازان گُناه کَزیشان به ناگهان افتاد ۷
دو پایِ یوسُف آماس کرد از شب خیز
به دَرد آمد چَشمَش زِ گریه و فریاد ۸
غَریو در مَلَکوت و فرشتگان اُفتاد
که بَحْرِ لُطف بِجوشید و بَندها بِگُشاد ۹
رَسید چارده خِلْعَت که هر چهارده تان
پَیَمبرید و رَسولید و سَرورِ عُبّاد ۱۰
چُنین بُوَد شب و روز اجتهادْ پیران را
که خَلْق را بِرَهانند از عذاب و فَساد ۱۱
کنند کارِ کسی را تَمام و بَرگُذرند
که جُز خدای نَدانَد زِهی کَریم و جَواد ۱۲
چو خِضْر سویِ بِحار ایلیاس در خُشکی
برایِ گُم شُدگان میکنند اِسْتِمداد ۱۳
دَهَند گنجِ رَوان و بَرَند رَنجِ رَوان
دَهَند خِلْعَتِ اَطْلَس بُرون کنند لُباد ۱۴
بَس است باقیِ این را بِگویَمَت فردا
شب اَرْ چه ماه بُوَد نیست بیظَلام و سَواد ۱۵
هر آن کِه توبه کُند توبهاش قَبول مَباد ۱
هزار شُکر و هزاران سِپاسْ یَزدان را
که عشقِ تو به جهان پَرّ و بال بازگُشاد ۲
در آرزویِ صَباحِ جَمالِ تو عُمری
جهانِ پیر هَمیخوانْد هر سَحَر اَوْراد ۳
برادری بِنِمودی شَهَنْشَهی کردی
چه دادْ مانْد که آن حُسن و خوبیِ تو نَداد؟ ۴
شنیدهایم که یوسُفْ نَخُفت شب ده سال
برادران را از حَق بِخواست آن شَهْ زاد ۵
که ای خدایْ اگر عَفْوِشان کُنی کردی
وَگَر نه دَرفکَنم صد فَغان دَرین بُنیاد ۶
مَگیر یا رَب ازیشان که بَسْ پَشیمانند
ازان گُناه کَزیشان به ناگهان افتاد ۷
دو پایِ یوسُف آماس کرد از شب خیز
به دَرد آمد چَشمَش زِ گریه و فریاد ۸
غَریو در مَلَکوت و فرشتگان اُفتاد
که بَحْرِ لُطف بِجوشید و بَندها بِگُشاد ۹
رَسید چارده خِلْعَت که هر چهارده تان
پَیَمبرید و رَسولید و سَرورِ عُبّاد ۱۰
چُنین بُوَد شب و روز اجتهادْ پیران را
که خَلْق را بِرَهانند از عذاب و فَساد ۱۱
کنند کارِ کسی را تَمام و بَرگُذرند
که جُز خدای نَدانَد زِهی کَریم و جَواد ۱۲
چو خِضْر سویِ بِحار ایلیاس در خُشکی
برایِ گُم شُدگان میکنند اِسْتِمداد ۱۳
دَهَند گنجِ رَوان و بَرَند رَنجِ رَوان
دَهَند خِلْعَتِ اَطْلَس بُرون کنند لُباد ۱۴
بَس است باقیِ این را بِگویَمَت فردا
شب اَرْ چه ماه بُوَد نیست بیظَلام و سَواد ۱۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۵
۵۰۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۲۸ - هزار جان مقدس فدای روی تو باد
گوهر بعدی:غزل ۹۳۰ - سپاس و شکر خدا را که بندها بگشاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.