هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از عشق الهی و فنا در آن سخن میگوید. او از وحدت وجود، فنا در عشق، و بیاعتنایی به دنیا و ظواهر آن صحبت میکند. شاعر از شمس تبریزی به عنوان خورشید حقیقت یاد میکند و بیان میکند که بدون او همه چیز تاریک و بیمعناست.
رده سنی:
18+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند فنا در عشق و بیاعتنایی به دنیا ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار یا نامفهوم باشد.
غزل ۱۰۷۲ - گر خورد آن شیر عشقت خون ما را خورده گیر
گَر خورَد آن شیر عشقَت خونِ ما را خورده گیر
وَرْ سِپارَم هر دَمی جانی دِگَر بِسْپُرده گیر ۱
سَردِهَم این دَمْ توی میْ بیمحُابا میخورَم
گَر کسی آید بَرَد دَسْتار و کَفْشَم بُرده گیر ۲
گَر بگوید هوشیاری زَرْق را پَروَردهیی
با چُنین برقی پَیاپِیْ زَرْق را پَروَرده گیر ۳
جانِ من طُغرایِ باقی دارد اَنْدَر دستِ خویش
صورتم امروز و فرداییست او را مُرده گیر ۴
از خدا دریا هَمیخواهیّ و مارِ خُشکییی
چون تو ماهی نیستی دریا به دست آورده گیر ۵
غوره اَفْشاریّ و گویی من ریاضَت میکُنم
چون که میْ خواره نهیی رو شیره اَفْشُرده گیر ۶
صوفیانِ صاف را گویی که دُردی خورده اند
صوفیان را صاف میدارد تو مَسْتان دُرده گیر ۷
هر شِکوفه کَزْ می ما نیست خندان بر درخت
گر چه او تازهست و خندان هم کُنون پَژمُرده گیر ۸
شَمسِ تبریزی تو خورشیدیّ و از تو چاره نیست
چون که بیتو شب بُوَد اِسْتارهها بِشْمُرده گیر ۹
وَرْ سِپارَم هر دَمی جانی دِگَر بِسْپُرده گیر ۱
سَردِهَم این دَمْ توی میْ بیمحُابا میخورَم
گَر کسی آید بَرَد دَسْتار و کَفْشَم بُرده گیر ۲
گَر بگوید هوشیاری زَرْق را پَروَردهیی
با چُنین برقی پَیاپِیْ زَرْق را پَروَرده گیر ۳
جانِ من طُغرایِ باقی دارد اَنْدَر دستِ خویش
صورتم امروز و فرداییست او را مُرده گیر ۴
از خدا دریا هَمیخواهیّ و مارِ خُشکییی
چون تو ماهی نیستی دریا به دست آورده گیر ۵
غوره اَفْشاریّ و گویی من ریاضَت میکُنم
چون که میْ خواره نهیی رو شیره اَفْشُرده گیر ۶
صوفیانِ صاف را گویی که دُردی خورده اند
صوفیان را صاف میدارد تو مَسْتان دُرده گیر ۷
هر شِکوفه کَزْ می ما نیست خندان بر درخت
گر چه او تازهست و خندان هم کُنون پَژمُرده گیر ۸
شَمسِ تبریزی تو خورشیدیّ و از تو چاره نیست
چون که بیتو شب بُوَد اِسْتارهها بِشْمُرده گیر ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۵۹۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۷۱ - معده را پر کردهیی دوش از خمیر و از فطیر
گوهر بعدی:غزل ۱۰۷۳ - خوی بد دارم ملولم تو مرا معذور دار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.