هوش مصنوعی: این متن به تفاوت بین ظاهر و باطن، معنا و صورت، و همچنین عارفان و جاهلان می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که معنی هر چیز تسبیح و حمد خداوند است و صورت تنها پرده‌ای بر روی آن است. عارفان به باطن و معنا توجه دارند، در حالی که جاهلان تنها به ظاهر می‌نگرند. شاعر خود را نه در زمره عارفان و نه جاهلان می‌داند و از دریای معنا روزی خود را می‌جوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار می‌باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

غزل ۱۴۴ - هر چه در عالم بود او راست مغز و پوستی

هر چه در عالم بود او راست مغز و پوستی
مغز او معلای او صورت او پوست پوست ۱

صورت ار چه شد هویدا لیک سر تا پا قفاست
معنی ارچه شد نهان لیکن سراسر روست روست ۲

معنی هر چیز تسبیح خدا و حمد او
صورت آن پردة او سر معنی اوست اوست ۳

با زبان فطرت اصلی است تسبیح همه
نیست تکلیفی برایشان طبعشانرا خوست خوست ۴

عارفانند اهل معنی مغز می بینند مغز
جاهلانند اهل صورت ناظران پوست پوست ۵

من نیم از عارفان و نیستم از جاهلان
از کف بحر معانی روزی من جوست جوست ۶

چون ندارم ره بدریا کرده ام با جوی خوی
چون ندارم ره بمجلس مسکن من کوست کوست ۷

فیض را دیدم بگلزار حقیقت در طواف
گفتمش ره یافتی گفتا نصیبم بوست بوست ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۵۵۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۴۳ - یار را روی دل بسوی منست
گوهر بعدی:غزل ۱۴۵ - در صدف جان دردی نیست به جز دوست دوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.