هوش مصنوعی:
این متن به موضوع دوستی و عشق به دوست (معشوق یا خداوند) میپردازد و تأکید میکند که ادعای دوستی بدون اطاعت و خدمت واقعی بیمعناست. شاعر از کسانی که بدون عمل، مدعی محبت هستند، انتقاد میکند و عاشقان واقعی را میستاید که جان خود را فدای دوست میکنند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و اخلاقی عمیق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۴۸ - ای که سرمیکشی زخدمت دوست
ای که سرمیکشی زخدمت دوست
چون کنی دعوی محبت دوست ۱
منفعل نیستی ازین دعوی
شرم ناید ترا زطلعت دوست ۲
نبری امر دوست را فرمان
دم زنی آنگه از مودت دوست ۳
دعوی دوستی کنی وانگاه
نشوی تابع ارادت دوست ۴
دوستی را کجا سزاواری
نیستی چون سزای خدمت دوست ۵
دوست از دوستیت بی زارست
که نهٔ جز سزای لعنت دوست ۶
بر درش بین هزار فرمان بر
سرنهاده برای طاعت دوست ۷
عاشقان بین نهاده جان برکف
از برای نثار حضرت دوست ۸
ما عبدناک گوی بین بی حد
صف زده بر در عبادت دوست ۹
ما عرفناک گو نگر بی عد
وآله کبریا و رفعت دوست ۱۰
جمع کر و بیان قدس نگر
بر درش می زنند نوبت دوست ۱۱
فیض اگر میکند مخالفتی
سر نمی پیچد از مشیت دوست ۱۲
چون کنی دعوی محبت دوست ۱
منفعل نیستی ازین دعوی
شرم ناید ترا زطلعت دوست ۲
نبری امر دوست را فرمان
دم زنی آنگه از مودت دوست ۳
دعوی دوستی کنی وانگاه
نشوی تابع ارادت دوست ۴
دوستی را کجا سزاواری
نیستی چون سزای خدمت دوست ۵
دوست از دوستیت بی زارست
که نهٔ جز سزای لعنت دوست ۶
بر درش بین هزار فرمان بر
سرنهاده برای طاعت دوست ۷
عاشقان بین نهاده جان برکف
از برای نثار حضرت دوست ۸
ما عبدناک گوی بین بی حد
صف زده بر در عبادت دوست ۹
ما عرفناک گو نگر بی عد
وآله کبریا و رفعت دوست ۱۰
جمع کر و بیان قدس نگر
بر درش می زنند نوبت دوست ۱۱
فیض اگر میکند مخالفتی
سر نمی پیچد از مشیت دوست ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۴۸۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۷ - مژده آمد از قدوم آنکه دل جویای اوست
گوهر بعدی:غزل ۱۴۹ - زار و نزار و خسته ام و بی قرار دوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.