هوش مصنوعی: متن بالا به موضوع درد و رنج به عنوان بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی و حتی به عنوان عاملی برای رشد روحی و معنوی اشاره دارد. درد نه تنها به عنوان یک عامل رنج‌آور، بلکه به عنوان دوا و غذای روح توصیف شده است. همچنین، متن به رابطه‌ی تن و جان و تأثیر درد بر هر دو پرداخته و تأکید دارد که درد می‌تواند باعث تحول و پیشرفت شود.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای سنین پایین‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، پرداختن به موضوع درد و رنج نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

غزل ۲۳۲ - بر دل و جان رواست درد در سروتن چراست درد

بر دل و جان رواست درد در سروتن چراست درد
تا که رسد ز تن بجان تا نپرد تمام مرد ۱

میرسد از بدن بجان میکشد این بسوی آن
گر بتنست و گر بجان هر چه بود سزاست درد ۲

مغز ز پوست میکشد هر دو بدوست میکشد
مرد چو گرم درد شد شد دلش از دو کون سرد ۳

درد دواست مرد را مرد دواست درد را
رد بود آنکه نبودش بیگه و گاه رنج و درد ۴

درد بود غذای روح مایهٔ شادی و فتوح
هر که بدرد گشت جفت شد ز غم زمانه فرد ۵

علت و سقم آب و گل هست شفای جان و دل
سرخی روی جان بود روی تنت چو گشت زرد ۶

کرد تن و سوار جان این شده پردهٔ بر آن
در طلب سوار تاز یاوه مگرد گرد گرد ۷

درد چو در تو نیست هیچ بیهده در سخن مپیچ
گرم سخن شدی تو فیض هست سخن ولیک سرد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۴۷۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۳۱ - مرا دردیست در دل نه چو هر درد
گوهر بعدی:غزل ۲۳۳ - حاشا که مداوای من از پند توان کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.