هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و رنجهای آن سخن میگوید. شاعر از تهیشدن از عشق و باقیماندن ظواهر بیمعنا مینالد، از دیوانگی در عشق و سوختن در راه معشوق حرف میزند، و از این که عشق حقیقی ناشناخته باقی میماند. او از فراق و داغ دل و غمهای عاشقانه میسراید و به بیگانگی با دنیا در راه شناخت معشوق اشاره میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و ممکن است نیاز به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری داشته باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج عشق و فراق ممکن است برای گروههای سنی پایین سنگین باشد.
غزل ۳۳۱ - شد تهی از عشق سر بی باده این میخانه ماند
شد تهی از عشق سر بی باده این میخانه ماند
صاحب منزل برون شد خشت و خاک خانه ماند ۱
معنی انسان برفت و صورت انسان بجاست
جان ز تن می از قدح شد قالب و پیمانه ماند ۲
سالها شد زینچمن گلبانگ عشقی برنخواست
از محبت صوت و حرف از عاشقی افسانه ماند ۳
عاشق حسن مجازی عقل را در عشق باخت
حسن شد سوی حقیقت او چنین دیوانه ماند ۴
شمع چون آگه شدی از سوز دل پروانه سوخت
سوخت شمع و داغ حسرت بر دل پروانه ماند ۵
از برم رفت آن نگار و عقل و هوش از سر ببرد
یادگارم ز آن پری داغ دل دیوانه ماند ۶
بار جان با عشق جانان بر نمیتابید دل
جان برونشد از تنم در دل غم جانانه ماند ۷
بار هستی فیض بر گردن گرفت از بهر آن
کاشنای دوست گردد همچنان بیگانه ماند ۸
هیچکس آگه نشد از سر این بحر شگرف
سوخت بس غواص را دم در صدف دردانه ماند ۹
صاحب منزل برون شد خشت و خاک خانه ماند ۱
معنی انسان برفت و صورت انسان بجاست
جان ز تن می از قدح شد قالب و پیمانه ماند ۲
سالها شد زینچمن گلبانگ عشقی برنخواست
از محبت صوت و حرف از عاشقی افسانه ماند ۳
عاشق حسن مجازی عقل را در عشق باخت
حسن شد سوی حقیقت او چنین دیوانه ماند ۴
شمع چون آگه شدی از سوز دل پروانه سوخت
سوخت شمع و داغ حسرت بر دل پروانه ماند ۵
از برم رفت آن نگار و عقل و هوش از سر ببرد
یادگارم ز آن پری داغ دل دیوانه ماند ۶
بار جان با عشق جانان بر نمیتابید دل
جان برونشد از تنم در دل غم جانانه ماند ۷
بار هستی فیض بر گردن گرفت از بهر آن
کاشنای دوست گردد همچنان بیگانه ماند ۸
هیچکس آگه نشد از سر این بحر شگرف
سوخت بس غواص را دم در صدف دردانه ماند ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳۰ - چو تو در بر من آئی اثری ز من نماند
گوهر بعدی:غزل ۳۳۲ - کوه عقلی و بیابان جنونم دادهاند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.