هوش مصنوعی:
این متن به بررسی تضاد بین زهد و مستی، عبادت برای منافع شخصی در مقابل عبادت خالصانه، و رابطهی ظاهری و باطنی در پرستش میپردازد. شاعر از زبان یک عارف یا صوفی، نقدی بر زاهدان ظاهربین دارد و تأکید میکند که حقیقت عبادت در نیت پاک و دیدار حق در همه چیز است، نه در تشریفات و منعهای بیحاصل.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات صوفیانه دارد. همچنین، برخی از اشارات انتقادی ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
غزل ۳۴۸ - آنکه باشد مست زهد او عیب مستان چون کند
آنکه باشد مست زهد او عیب مستان چون کند
خود بت خود گشته منع بتپرستان چون کند ۱
از چنین روئی مکن بیهوده منعم زاهدا
هر که دارد چشم با این گوش با آن چون کند ۲
طاعت حق بهر کام خود کنی گوئی مرا
روز و شب گرد بتان گشتن مسلمان چون کند ۳
قبله من گرچه اینانند مقصودم خداست
ور نه مرد ره دل اندر بند طفلان چون کند ۴
تو خدا را میپرستی بهر شیر و انگبین
بندگی از بهر خوردن اهل ایمان چون کند ۵
من خدا می بینم اندر روی شاهد خط گواه
زانکه نا پاینده نور خویش رخشان چون کند ۶
تو خدا را بهر خود خواهی من اینان بهر او
زاهدا انصاف خواهم منع این آن چون کند ۷
میکنم دعوی حق بینی ولی اثبات آن
شاهد نابالغ و خط پریشان چون کند ۸
فیض بس کن گفتگو شعر تر مستانه گو
شاعر صوفی سخن با خشک مغزان چون کند ۹
خود بت خود گشته منع بتپرستان چون کند ۱
از چنین روئی مکن بیهوده منعم زاهدا
هر که دارد چشم با این گوش با آن چون کند ۲
طاعت حق بهر کام خود کنی گوئی مرا
روز و شب گرد بتان گشتن مسلمان چون کند ۳
قبله من گرچه اینانند مقصودم خداست
ور نه مرد ره دل اندر بند طفلان چون کند ۴
تو خدا را میپرستی بهر شیر و انگبین
بندگی از بهر خوردن اهل ایمان چون کند ۵
من خدا می بینم اندر روی شاهد خط گواه
زانکه نا پاینده نور خویش رخشان چون کند ۶
تو خدا را بهر خود خواهی من اینان بهر او
زاهدا انصاف خواهم منع این آن چون کند ۷
میکنم دعوی حق بینی ولی اثبات آن
شاهد نابالغ و خط پریشان چون کند ۸
فیض بس کن گفتگو شعر تر مستانه گو
شاعر صوفی سخن با خشک مغزان چون کند ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۷۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۷ - عشق استفاده از قلم و لوح حق کند
گوهر بعدی:غزل ۳۴۹ - ای خنک آن نیستی کو دعوی هستی کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.