هوش مصنوعی: شاعر در این متن از کشمکش بین ترس و امید، تسلیم در برابر اراده الهی، و آرزوی وصلت به معشوق الهی سخن می‌گوید. او به ضعف انسان در برابر مشیت خداوند اشاره کرده و از گناه و تردید خود می‌گوید، اما در نهایت به امید بخشش و قرب الهی دل می‌بندد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ فکری و تجربه کافی دارد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال نامفهوم یا سنگین باشد.

غزل ۴۰۷ - دلم از کشمکش خوف و رجا بسکه طپید

دلم از کشمکش خوف و رجا بسکه طپید
همگی خون شد واز رهگذر دیده چکید ۱

مالک‌الملک بزنجیر مشیت بسته است
تا نخواهد سر موئی نتواند جنبید ۲

خواهشش داد مرا خواهش هر نیک و بدی
تا که دل کرد برغبت گنه و می‌لرزید ۳

چو کنم گر ننهم سر به قضا و برضا
سخطم را نبود عائدهٔ غیر مزید ۴

هر بدی سر زند از من همه از من باشد
لیس ربی و له الحمد بظلام عبید ۵

بار الها قدم دل بره راست بدار
تا بهر گام مر او را رسد از قرب نوید ۶

پیش از آنی که کند طایر جانم پرواز
گر بقربم بنوازی نبود از تو بعید ۷

نا امیدم مکن از دولت وصلت ای دوست
که ز تو غیر تو دانی که ندارم امید ۸

فیض را از می وصلت قدحی ده سرشار
تا که در مستی عشق تو بماند جاوید ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۰۶ - بیا بیا که نوید از جناب دوست رسید
گوهر بعدی:غزل ۴۰۸ - مژدهٔ از هاتف غیبم رسید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.