هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر درد فراق و اشتیاق وصال معشوق است. شاعر از رنج دوری می‌نالد و از معشوق می‌خواهد که با بخشش جام وصال، جان سوخته عشاق را زنده کند. متن آکنده از مضامینی مانند عشق، فراق، وصال، درد دل، و امید به بخشش است.
رده سنی: 16+ محتوا دارای مضامین عرفانی و عاشقانه عمیق است که درک آن به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامفهوم باشد.

غزل ۵۲۸ - ای که هستی بنور هستی طاق

ای که هستی بنور هستی طاق
احی من احرقته نار فراق ۱

لطف کن جامی از شراب وصال
سوختند از فراق تو عشاق ۲

ارنا من لقائک المیمون
نظره بالعشی و الاشراق ۳

می‌توانی که زنده گردانی
بوصال آنکه را کشی ز فراق ۴

جانم از فرقت تو می‌نالد
بشنو از دوست نالهٔ عشاق ۵

دل ما را گزید مار هوا
قد اتینا الیک انت الراق ۶

کام ما تلخ ماند از بعدت
نرسد شهر فربت ار بمزاق ۷

بر تو آسان و سهل بخشش قرب
دوری و صبر از تو بر ما شاق ۸

گر تو ما را برانی از در خود
مالنا منک من ولی واق ۹

بکجا از درت پناه بریم
درگه تست ملجا عشاق ۱۰

فیض اگر با غم تو باشد جفت
در دو عالم بود شادی طاق ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۲۷ - فدای دوست نکردیم جان و دل صد حیف
گوهر بعدی:غزل ۵۲۹ - ای تو در لطف و نکوئی طاق
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.