هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از مولانا بیانگر عشق و وفاداری شاعر به معشوق است. او وعده می‌دهد که در هر حال یار و یاور معشوق خواهد بود، چه در شادی و چه در غم. شاعر از قدرت عشق سخن می‌گوید و چگونه می‌تواند زندگی را دگرگون کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه‌ای است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. درک عمیق این شعر نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

غزل ۶۴۸ - گر دل بعش من دهی بهر تو دلداری کنم

گر دل بعش من دهی بهر تو دلداری کنم
ور تن بحکم من نهی جان ترا یاری کنم ۱

مستی شود گر آرزوت از عشق خود مستتت کنم
مخمور اگر باشی ترا از غمزه خماری کنم ۲

یاری اگر خواهی جلیس من باشمت یار و انیس
خواهد دلت گر گفتگو بهر تو گفتاری کنم ۳

چشم دلت روشن شود خار گلت گلشن شود
چون روی سوی من کنی من هم ترا یاری کنم ۴

یک لحظه هشیار ار شوی ساقی شوم ساغر دهم
دور از تو بیمار ار شوی من رسم تیماری کنم ۵

درد ترا درمان کنم کار ترا سامان کنم
عیب ترا پنهان کنم بهر تو ستاری کنم ۶

خیل ترا قوه دهم چند ترا نصرت دهم
بر دشمنان جان تو آئین پیکاری کنم ۷

چون یار غمخوارت منم کف بر مدار از دامنم
تا من ترا یاری کنم تا لطف و غمخواری کنم ۸

فیض اینجواب آنغزل از شعر مولانا که گفت
کاری ندارد این جهان تا چند گل کاری کنم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۵۱۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۴۷ - باده بیار ساقیا تا که بمی وضو کنم
گوهر بعدی:غزل ۶۴۹ - از برکات حسن تو جذب مراد میکنم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.