هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق نافرجام و درد دل‌هایش می‌گوید. او از بخت بد، بی‌توجهی معشوق، و ناآگاهی معشوق از حال عاشقان شکایت دارد. همچنین، از زیبایی و تأثیرات معشوق بر جهان و خودش سخن می‌گوید. در نهایت، به بی‌وفایی معشوق اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که درک آن‌ها برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ناامیدی و بی‌وفایی نیاز به بلوغ عاطفی دارند.

غزل ۶۶۵ - از بخت شکوه دارم و از دست یار هم

از بخت شکوه دارم و از دست یار هم
از دست خویش نالم و دست نگار هم ۱

از صد هزار دل ننوازد یکی بلطف
گر جان کنند در قدم آن نثار هم ۲

یکبار پرسشی بغلط هم نمیکند
از عشق ننگ دارد و از یار عار هم ۳

کی گیرد او ز حال دل عاشقان خبر
کز خود خبر ندارد و از سرّ کار هم ۴

بیند اگر در آینهٔ خود را ز خود رود
آگه شود ز حال دل بیقرار هم ۵

کی میکند در آئینه خود بین من نظر
دارد ز عکس خویش در آئینه عار هم ۶

حسنش در آسمان و زمین جلوه‌گر کند
این بیقرار گردد و آن بیمدار هم ۷

صیتش اگر رسد بنگارند گان چین
از کار دست باز کشند از دیار هم ۸

جان از لطافت بدنش تازه میشود
گوئی گلیست تازه و تر نوبهار هم ۹

گلدسته‌اش ز خون دلم آب میخورد
در چشم از آن نشسته وزین جویبار هم ۱۰

دشنام اگر دهد بکشم منتش بجان
بیجا اگر کند گلهٔ بیشمار هم ۱۱

ای فیض از وفای نکویان طمع ببر
کاینقوم را وفا نبود اختیار هم ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۵۲۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۶۶۴ - دردم ز حد فزون شد و غم بیشمار هم
گوهر بعدی:غزل ۶۶۶ - دل میکنمت فدا و جان هم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.