هوش مصنوعی: این متن یک شعر عرفانی است که در آن شاعر از مفاهیمی مانند عشق الهی، فنا در ذات حق، اخلاص در عبادت، و همراهی با صوفیان و عاشقان سخن می‌گوید. ساقی به عنوان نماد عشق الهی ظاهر می‌شود و شفا و دوا را در درد عشق می‌یابد. شاعر به دنبال جمال الهی است و از طریق دل و اخلاص به سوی حق حرکت می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری و شناختی دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم استفاده‌شده ممکن است برای کودکان و نوجوانان قابل‌درک نباشد.

غزل ۸۴۵ - ساقی باقی ما داد صلا بسم الله

ساقی باقی ما داد صلا بسم الله
هر کرا هست سرانجام فنا بسم الله ۱

روی ساقی بصفا سینه ما با هم صاف
می مصفا شده اخوان صفا بسم الله ۲

شد دوا درد غذا خون جگر عشق طبیب
هر که جوید ز سر صدق شفا بسم الله ۳

ساقی عشق گرفته است بکف ساغر درد
هر که دارد سر این جام بلا بسم الله ۴

ایکه خواهی که نماز از سر اخلاص کنی
سوی حق عشق بود قبله‌نما بسم الله ۵

گر دلت آرزوی عکس جمالش دارد
بنگر آینه سینهٔ ما بسم الله ۶

منزل دوست بپرسیدم از آنشاه عرب
کرد اشارت بدل و گفت عنا بسم الله ۷

سوی دل رفتم و گفتم که بگو یار کجاست
گفت اینجاست تو بیخویش درآ بسم الله ۸

بر درش رفتم و گفتم که دهی بار مرا
گفت بگذار خود ترا و بیا بسم الله ۹

فیض خواهد بره دوست روان افشاند
هر که دارد سر همراهی ما بسم الله ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۷۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۴۴ - ز هرچه آن غیر یار استغفرالله
گوهر بعدی:غزل ۸۴۶ - گر ترا هست سر کشتن ما بسم الله
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.