هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی بیانگر تأثیر عمیق معشوق بر شاعر است. شاعر از نگاه معشوق، آتش عشق و جذبههای روحانی سخن میگوید که جهان او را دگرگون کرده است. همچنین، اشارههایی به مفاهیم عرفانی مانند فنا در عشق و وصل معنوی دارد.
رده سنی:
15+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات نیاز به درک ادبی بالاتری دارند که معمولاً از سنین نوجوانی به بعد توسعه مییابد.
غزل ۸۷۲ - پرتوی از مهر رویت در جهان انداختی
پرتوی از مهر رویت در جهان انداختی
آتشی در خرمن شورید گان انداختی ۱
یکنظر کردی بسوی دل ز چشم شاهدان
زان نظر بس فتنها در جسم و جان انداختی ۲
در دلم جا کردی و کردی مرا از من تهی
تا مرا از هستی خود در گمان انداختی ۳
شعله حسن تو دوش افروخت دلها را چو شمع
این چه آتش بود کامشب در جهان انداختی ۴
در کنارم بودی و میسوخت جانم در میان
آتش سوزان نهان چون در میان انداختی ۵
تا قیامت قالبم خواهد طپید از ذوق آن
تیر مژگان سوی من تا بیکمان انداختی ۶
دیده از خواب عدم نگشوده گردیدند مست
چون ندای «کن» بگوش انس و جان انداختی ۷
سوی «او ادنی» روان گشتند مشتاقان وصل
تا خطاب «ارجعی» در ملک و جان انداختی ۸
هرکسی پشت و پناه عالمی شد تا ز لطف
سایهٔ خود بر سر این بیکسان انداختی ۹
شد کنار همدمان دریای خون از اشگ فیض
قصهٔ پر غصهاش تا در میان انداختی ۱۰
آتشی در خرمن شورید گان انداختی ۱
یکنظر کردی بسوی دل ز چشم شاهدان
زان نظر بس فتنها در جسم و جان انداختی ۲
در دلم جا کردی و کردی مرا از من تهی
تا مرا از هستی خود در گمان انداختی ۳
شعله حسن تو دوش افروخت دلها را چو شمع
این چه آتش بود کامشب در جهان انداختی ۴
در کنارم بودی و میسوخت جانم در میان
آتش سوزان نهان چون در میان انداختی ۵
تا قیامت قالبم خواهد طپید از ذوق آن
تیر مژگان سوی من تا بیکمان انداختی ۶
دیده از خواب عدم نگشوده گردیدند مست
چون ندای «کن» بگوش انس و جان انداختی ۷
سوی «او ادنی» روان گشتند مشتاقان وصل
تا خطاب «ارجعی» در ملک و جان انداختی ۸
هرکسی پشت و پناه عالمی شد تا ز لطف
سایهٔ خود بر سر این بیکسان انداختی ۹
شد کنار همدمان دریای خون از اشگ فیض
قصهٔ پر غصهاش تا در میان انداختی ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۵۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۷۱ - بر جمال از پرتو رویت نقاب انداختی
گوهر بعدی:غزل ۸۷۳ - شعلهٔ حسنی ز رخسار بتان افروختی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.