هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، از عشق و دلدادگی به معشوق و تأثیرات عمیق آن بر دل و جان شاعر سخن میگوید. شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق، آتش عشق در دل، و از دست دادن عقل و آزادی در این راه مینالد. همچنین، به مفاهیمی مانند عشق الهی، بیوفایی دنیا و تسلیم شدن در برابر معشوق اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به دلدادگی و از دست دادن عقل ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای درک مناسب داشته باشد.
غزل ۸۷۳ - شعلهٔ حسنی ز رخسار بتان افروختی
شعلهٔ حسنی ز رخسار بتان افروختی
آتشی در ما زدی از پای تا سر سوختی ۱
قامت بالا بلندان بر فلک افراختی
در هواشان شعلهٔ دل تا فلک افروختی ۲
برقی از نورت درخشان کردی از مه طلعتان
ساختی با بیوفایان خرمن ما سوختی ۳
گر نه استاد ازل در پرده بودی جلوهگر
چشم فتان ازکجا این دلبری آموختی ۴
کردیم دیوانه گفتی راز ما با کس مگوی
پردهٔ عقلم دریدی و دهانم دوختی ۵
خاکساری بندگی افتادگی بیچارگی
فیض از عشق بتان سرمایها اندوختی ۶
هیچکس در هیچ سودا اینچنین سودی نکرد
عشق و آزادی خریدی دین و دل بفروختی ۷
آتشی در ما زدی از پای تا سر سوختی ۱
قامت بالا بلندان بر فلک افراختی
در هواشان شعلهٔ دل تا فلک افروختی ۲
برقی از نورت درخشان کردی از مه طلعتان
ساختی با بیوفایان خرمن ما سوختی ۳
گر نه استاد ازل در پرده بودی جلوهگر
چشم فتان ازکجا این دلبری آموختی ۴
کردیم دیوانه گفتی راز ما با کس مگوی
پردهٔ عقلم دریدی و دهانم دوختی ۵
خاکساری بندگی افتادگی بیچارگی
فیض از عشق بتان سرمایها اندوختی ۶
هیچکس در هیچ سودا اینچنین سودی نکرد
عشق و آزادی خریدی دین و دل بفروختی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۸۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۷۲ - پرتوی از مهر رویت در جهان انداختی
گوهر بعدی:غزل ۸۷۴ - هر نفس از جناب دوست میرسدم بشارتی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.