هوش مصنوعی:
این متن به موضوعاتی مانند عشق، معرفت نفس، خطرات جانفشانی در راه عشق، و انتقاد از زاهدان و ریا میپردازد. شاعر از عشق به عنوان نیرویی فراتر از هستی یاد میکند و بر اهمیت آگاهی از خود و جهان تأکید دارد. همچنین، به مفاهیمی مانند فداکاری، خاکساری در برابر معشوق، و نقد رفتارهای ریاکارانه اشاره میشود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به خطرات عشق و انتقادهای اجتماعی نیازمند سطحی از بلوغ فکری است.
غزل ۳۶ - هرکه از خود خبری دارد، ازو بیخبر است
هرکه از خود خبری دارد، ازو بیخبر است
عشق جایی نبرد، پی که ز هستی اثر است ۱
مرد هشیار منم، کم خبر از عالم نیست
وین کسی داند، کز عالم ما با خبر است ۲
بر سر کوی محبت، نتوان پای نهاد
که در آن کوی، هر آنجا که نهی پای، سراست ۳
جان درین منزل خونخوار، ندارد خطری
هر که او غم جان است، به جان در خطر است ۴
جان من، همنفس باد سحر خواهد بود
تا ز بویت نفسی در تن باد سحر است ۵
مردم چشم من از با تو نظر باخت، چه شد
عشق بازی، صفت مردم صاحب نظر است ۶
خاک بادا! سر من، گر سر افسر، دارم
تا به خاک کف پای تو سرم، تا جور است ۷
آخر آن خار که بر رهگذرت نپسندم
بر دل من چه پسندی، که تو را رهگذرست؟ ۸
زاهدان! باز به قلاشی و رندی مکنید
عیب سلمان، که خود او را به جهان، این هنر است ۹
عشق جایی نبرد، پی که ز هستی اثر است ۱
مرد هشیار منم، کم خبر از عالم نیست
وین کسی داند، کز عالم ما با خبر است ۲
بر سر کوی محبت، نتوان پای نهاد
که در آن کوی، هر آنجا که نهی پای، سراست ۳
جان درین منزل خونخوار، ندارد خطری
هر که او غم جان است، به جان در خطر است ۴
جان من، همنفس باد سحر خواهد بود
تا ز بویت نفسی در تن باد سحر است ۵
مردم چشم من از با تو نظر باخت، چه شد
عشق بازی، صفت مردم صاحب نظر است ۶
خاک بادا! سر من، گر سر افسر، دارم
تا به خاک کف پای تو سرم، تا جور است ۷
آخر آن خار که بر رهگذرت نپسندم
بر دل من چه پسندی، که تو را رهگذرست؟ ۸
زاهدان! باز به قلاشی و رندی مکنید
عیب سلمان، که خود او را به جهان، این هنر است ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۹۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۵ - مرا ز هر دوجهان، حضرت تو، مقصود است
گوهر بعدی:غزل ۳۷ - ترکم، عرب مثال، چنگ بر عذار بست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.