هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه از حافظ، زیبایی معشوق و احساسات شاعر را به تصویر میکشد. شاعر از جمال معشوق، تأثیر آن بر طبیعت و اطرافیان، و درد عشق و فراق میگوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند فداکاری در راه عشق و گذشتن از دنیا و آخرت برای معشوق وجود دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و احساسی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عشق و فداکاری ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۱۲۱ - روی تو آب چشمه خورشید میبرد
روی تو آب چشمه خورشید میبرد
لعلت به خنده پرده یاقوت میدرد ۱
گر بنگرد عروس جمالت در آینه
خودبین شود هر آینه، آن به که ننگرد ۲
گر لاله با عذار تو شوخی کند و را
معذور دار! کز سبکی باد میبرد ۳
چون مجمر از درون نفس گرم میزنم
بر بوی آنکه لطف تو دامن بگسترد ۴
بگریست زار مردم چشم من از غمش
لیکن چه سود؟ که غم مردم نمیخورد ۵
دین میکنم فدای سر زلف کافرت
گر زلف کافر تو بدین سر در آورد ۶
گفتم: به خون دل به کف آرم وصال تو
بسیار ازین بگفتم و او دم نمیخورد ۷
سلمان تواند از سر دنیا و آخرت
بگذشت، لیکن از سر کوی تو نگذرد ۸
لعلت به خنده پرده یاقوت میدرد ۱
گر بنگرد عروس جمالت در آینه
خودبین شود هر آینه، آن به که ننگرد ۲
گر لاله با عذار تو شوخی کند و را
معذور دار! کز سبکی باد میبرد ۳
چون مجمر از درون نفس گرم میزنم
بر بوی آنکه لطف تو دامن بگسترد ۴
بگریست زار مردم چشم من از غمش
لیکن چه سود؟ که غم مردم نمیخورد ۵
دین میکنم فدای سر زلف کافرت
گر زلف کافر تو بدین سر در آورد ۶
گفتم: به خون دل به کف آرم وصال تو
بسیار ازین بگفتم و او دم نمیخورد ۷
سلمان تواند از سر دنیا و آخرت
بگذشت، لیکن از سر کوی تو نگذرد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۲۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۰ - ترک چشم تو، که با تیر و کمان میگردد
گوهر بعدی:غزل ۱۲۲ - به حضرت تو، که یارد، که قصهای ز من آرد؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.