هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، زیبایی و جذابیت معشوق را توصیف میکند و از مفاهیمی مانند عشق، وصال، و بیقراری سخن میگوید. شاعر با استفاده از استعارههای زیبا مانند گل، بلبل، و ماه، احساسات خود را بیان میکند و به مضامین عرفانی مانند تسلیم و عشق الهی نیز اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد. همچنین، برخی از استعارهها و اشارات عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۸۱ - تو را آنی است در خوبی که هرکس آن نمیداند
تو را آنی است در خوبی که هرکس آن نمیداند
خطی گل بر ورق دارد که جز بلبل نمیخواند ۱
به رخسار تو میگویند: میماند گل سوری
بلی میماندش چیزی و بسیاری نمیماند ۲
نمییارد رخت دیدن که چون میبیندت چشمم
ز معنی میشود قاصر، به صورت باز میماند ۳
شب ماه روشن است امشب، بده پروانه تا خادم
ندارد شمع را برپا، برد جاییش بنشاند ۴
برافشان دست تا صوفی، بپایت سر دراندازد
درا دامن کشان تا دل، ز جان دامن برافشاند ۵
بدورت قبله مستان چرا باید که باشد می؟
تو لب بگشای با ساقی بگو تا قبله گرداند ۶
قرار ما اگر خواهی، تو با باد سحرگاهی
قراری کن که زنجیر سر زلفت نجنباند ۷
امید وصلت، امروزم به فردا میدهد وعده
برینم وعده میخواهد که یک چندی بخواباند ۸
به گردی از سر کوی تو جانی میدهد سلمان
متاعی بس گرانست این بدین قیمت که بستاند ۹
خطی گل بر ورق دارد که جز بلبل نمیخواند ۱
به رخسار تو میگویند: میماند گل سوری
بلی میماندش چیزی و بسیاری نمیماند ۲
نمییارد رخت دیدن که چون میبیندت چشمم
ز معنی میشود قاصر، به صورت باز میماند ۳
شب ماه روشن است امشب، بده پروانه تا خادم
ندارد شمع را برپا، برد جاییش بنشاند ۴
برافشان دست تا صوفی، بپایت سر دراندازد
درا دامن کشان تا دل، ز جان دامن برافشاند ۵
بدورت قبله مستان چرا باید که باشد می؟
تو لب بگشای با ساقی بگو تا قبله گرداند ۶
قرار ما اگر خواهی، تو با باد سحرگاهی
قراری کن که زنجیر سر زلفت نجنباند ۷
امید وصلت، امروزم به فردا میدهد وعده
برینم وعده میخواهد که یک چندی بخواباند ۸
به گردی از سر کوی تو جانی میدهد سلمان
متاعی بس گرانست این بدین قیمت که بستاند ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۵۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۰ - کسی که قصه درد مرا نمیداند
گوهر بعدی:غزل ۱۸۲ - جان ما را دل بماند از ما و ما را دل نماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.