هوش مصنوعی: این متن به بیان بی‌اعتباری دنیا و امور مادی می‌پردازد و تأکید می‌کند که ارزش واقعی در چیزهای فراتر از دنیای مادی است. شاعر با بیانی عارفانه، از بی‌اهمیتی مال و منال دنیوی سخن می‌گوید و بر ارزش‌های معنوی و روحانی تأکید دارد.
رده سنی: 16+ محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد.

غزل ۲۵۴ - کار دنیا نیست چندان کار و باری، گو مباش

کار دنیا نیست چندان کار و باری، گو مباش
اختیاری کو ندارد اختیاری، گو مباش ۱

کار و بار روز بازار جهان هیچ است، هیچ
کار اگر این است، ما را هیچ کاری گو مباش ۲

ما برون از شش جهت داریم عالی گلشنی
گر نباشد گلخنی بر رهگذاری گو مباش ۳

گر سپهر از پای بنشیند، بخاری گو مخیز
ور زمین از جای برخیزد، غباری گو مباش ۴

گر بخواهد ماند جان بر خاک، باری گوهرم
ور بخواهد رفت سر بر دوش، باری گو مباش ۵

عارفان از نعمت دنیا و عقبی عاریند
گر نباشد این دو ما را نیست عاری، گو مباش ۶

صد هزاران بلبل خوشگوست در باغ وجود
گر نباشد چون تویی سلمان، هزاری گو مباش ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۵۱۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۵۳ - عارفا لعل لبش می می‌دهد هشیار باش
گوهر بعدی:غزل ۲۵۵ - مست حسنی که ندارد خبر از آفاقش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.