هوش مصنوعی:
شاعر در این بیتها از درد و رنج فراوانی که در درونش وجود دارد سخن میگوید و بیان میکند که هیچ درمانی برای این دردها ندارد. او احساس میکند که تنها چیزی که در وجودش باقی مانده، درد است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، بیان درد و رنج میتواند برای سنین پایینتر سنگین باشد.
رباعی ۴۷ - قسمم همه درد است و دوا چیزی نیست
قسمم همه درد است و دوا چیزی نیست
در سینه به جز رنج و عنا چیزی نیست ۱
درد است گرفته سر و دستم در دست
دردا که به جز درد مرا چیزی نیست ۲
در سینه به جز رنج و عنا چیزی نیست ۱
درد است گرفته سر و دستم در دست
دردا که به جز درد مرا چیزی نیست ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۴۱۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۴۶ - دیشب سر زلف یار بگرفتم مست
گوهر بعدی:رباعی ۴۸ - مقصود ز احسان درم و دینار است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.