هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از احساسات و حالات روحی خود سخن میگوید. او خود را در حالتی از سرمستی و شوریدگی توصیف میکند و از ارتباط خود با عالم قدسی و اسرار الهی سخن میگوید. او همچنین از تاثیر باده و حالات ناشی از آن بر خود و دیگران صحبت میکند و از حیرت و سردرگمی خود در مورد هویت و جایگاهش در میان دیگران میگوید.
رده سنی:
18+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، اشاره به مصرف باده و حالات ناشی از آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر مناسب نباشد.
غزل ۱۴۳۷ - چو رعد و برق میخندد، ثنا و حمد میخوانم
چو رَعد و برق میخندد، ثَنا و حَمْد میخوانم
چو چَرخِ صافِ پُرنورم، به گِردِ ماه گَردانم ۱
زبانم عُقدهیی دارد چو موسی من زِ فرعونان
زِرَشکِ آن که فرعونی خَبَر یابد زِ بُرهانم ۲
فروبَندید دستم را چو دَریابید هستم را
به لشکرگاهِ فرعونی، که من جاسوسِ سُلطانم ۳
نه جاسوسم، نه ناموسم، من از اسرارِ قُدّوسَم
رَها کُن، چون که سَرمَستم، که تا لافی بِپَّرانم ۴
زِ باده باد میخیزد، که بادهْ باد اَنگیزد
خصوصا این چُنین باده، که من از وِیْ پَریشانم ۵
همه زُهّادِ عالَم را، اگر بویی رَسَد زین میْ
چه ویرانی پدید آید، چه گویم من؟ نمیدانم ۶
چه جایِ میْ که گر بویی ازان اَنْفاسِ سَرمَستان
رَسَد در سنگ و در مَرمَر، بِلافَد کآبِ حیوانم ۷
وجودِ من عَزَبْخانهست و آن مَستان دَرو جَمعَند
دِلَم حیرانْ کَزیشانَم، عَجَب، یا خود من ایشانم ۸
اگر من جِنْسِ ایشانم، وَگَر من غیرِ ایشانم
نمیدانم، همین دانم که من در روح و ریحانم ۹
چو چَرخِ صافِ پُرنورم، به گِردِ ماه گَردانم ۱
زبانم عُقدهیی دارد چو موسی من زِ فرعونان
زِرَشکِ آن که فرعونی خَبَر یابد زِ بُرهانم ۲
فروبَندید دستم را چو دَریابید هستم را
به لشکرگاهِ فرعونی، که من جاسوسِ سُلطانم ۳
نه جاسوسم، نه ناموسم، من از اسرارِ قُدّوسَم
رَها کُن، چون که سَرمَستم، که تا لافی بِپَّرانم ۴
زِ باده باد میخیزد، که بادهْ باد اَنگیزد
خصوصا این چُنین باده، که من از وِیْ پَریشانم ۵
همه زُهّادِ عالَم را، اگر بویی رَسَد زین میْ
چه ویرانی پدید آید، چه گویم من؟ نمیدانم ۶
چه جایِ میْ که گر بویی ازان اَنْفاسِ سَرمَستان
رَسَد در سنگ و در مَرمَر، بِلافَد کآبِ حیوانم ۷
وجودِ من عَزَبْخانهست و آن مَستان دَرو جَمعَند
دِلَم حیرانْ کَزیشانَم، عَجَب، یا خود من ایشانم ۸
اگر من جِنْسِ ایشانم، وَگَر من غیرِ ایشانم
نمیدانم، همین دانم که من در روح و ریحانم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۵۳۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۳۶ - تو خورشیدی و یا زهره و یا ماهی؟ نمیدانم
گوهر بعدی:غزل ۱۴۳۸ - ندارد پای عشق او، دل بیدست و بیپایم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.